نباشد ( مثل اينكه مكلّف ، نماز را ترك كرده و ازالهء نجاست از مسجد هم نكند ) .
و نتيجهاش آن است كه اگر مكلّف بدون اينكه ازاله كند ، مشغول نماز شود ، نمازش باطل است .
اما بنا بر قول به وجوب خصوص مقدّمهء موصله ، ( قول صاحب فصول ) ترك صلاة اگر منجر به ازاله شد ، مقدّمه و واجب است و نتيجهاش آن است كه اگر مكلّف ، بدون اعتنا به ازاله ، شروع به خواندن نماز كرد ، نمازش صحيح است .
علّت ثمره ( فان تركها على هذا القول . . . )
در اينجا سؤال مىشود كه چرا اگر مقدّمه ، مطلقا واجب باشد ، نماز باطل است و اگر فقط مقدّمه موصله ، واجب باشد ، نماز صحيح است ؟
مصنّف علّت آن را اينگونه بيان مىكند كه : بنا بر آنكه مطلق مقدّمه ، واجب باشد ، ترك مطلق يا مطلق ترك صلاة ( چه موصل و چه غير موصل ) مقدّمه است ، و نقيض مطلق ترك هم ، « فعل » است . بنابراين اگر مطلق ترك صلاة ، واجب باشد ، نقيضش كه فعل صلاة است ، حرام مىباشد ، زيرا اگر يكى از دو نقيض ، واجب شود ، نقيض ديگر ، حرام مىشود و وقتى كه حرام شد ، قطعا باطل است چون صلاة ، طبق فرض ، عبادت است و حرمت در عبادت ، موجب فساد و بطلان آن مىباشد .
اما اگر مطلق ترك ( ترك عامّ ) واجب نباشد ، بلكه ترك موصل ( ترك خاصّ ) واجب باشد ( يعنى ترك صلاتى كه دنبالش ازاله است ، واجب باشد ) ، ديگر فعل صلاة ، نقيض ترك موصل ( كه ترك خاصّ است ) نمىباشد ، تا حرام باشد ، و وقتى كه حرام نشد ، قطعا صحيح است .
توضيح مطلب : در منطق بيان شده ، نقيض اخصّ ، اعمّ است و نقيض اعمّ ، اخصّ .
مثلا در انسان و حيوان كه انسان ، اخصّ و حيوان ، اعمّ است ، نقيض آنها برعكس مىشود ، يعنى « لا انسان » اعمّ و « لا حيوان » اخصّ مىشود . و لذا در انسان و حيوان گفته مىشود : « كلّ انسان حيوان » و « بعض الحيوان ليس به انسان » ، اما در « لا انسان » و « لا حيوان »
شرح كفاية الأصول — صفحة 282
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٢٨٢