تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
گفته مىشود : « كلّ لا حيوان لا انسان » و « بعض اللاإنسان ليس بلا حيوان » ( بل حيوان ) « 1 » پس نقيض اخصّ ، اعمّ شد و نقيض اعمّ ، اخصّ . حال در مورد بحث مىگوييم : « ترك موصل » اخصّ از « ترك مطلق » ( چه موصل و چه غير موصل ) است ، به‌طورىكه هرجا ترك موصل باشد ، ترك مطلق نيز هست ، ولى ممكن است جايى ترك مطلق باشد ، و ترك موصل نباشد . و امّا رابطه نقيض اين دو ، برعكس است ، يعنى ترك « ترك مطلق » اخصّ و ترك « ترك موصل » ، اعمّ مىشود به اين معنى كه ممكن است نقيض ترك موصل ، فعل نباشد ، زيرا اگر كسى ترك موصل را ترك كرده باشد ( يعنى تركى را كه به ازاله منجرّ شود ، ترك كرده باشد ) دو صورت دارد : يا نماز خوانده و ازاله نكرده است ، يا اصلا نماز نخوانده و ازاله هم نكرده است . ولى نقيض ترك مطلق ، هميشه فعل است زيرا اگر كسى ترك مطلق را ترك كرده باشد ( يعنى تركى را كه چه به ازاله منجر شود و چه نشود ، ترك كرده باشد ) ، يك صورت بيشتر ندارد و آن اينكه مشغول نماز است . و به عبارت ديگر : نقيض ترك موصل ، كارى است اعمّ از خواندن نماز و غير آن ، و لذا اعمّ مىشود ولى نقيض ترك مطلق ، خصوص نماز خواندن است ، و لذا أخصّ مىشود . نتيجه اينكه نقيض ترك موصل ( كه ترك خاصّ است ) فعل نيست تا گفته شود : اگر ترك موصل ، واجب شد ، فعل ، حرام مىشود ، بلكه ممكن است ترك موصل ، واجب باشد ، ولى فعل ، حرام نباشد . و لذا بر مبناى صاحب فصول اگر شخص ، ازاله را ترك كند و نماز بخواند ، چون فعل ( صلاة ) حرام نيست ، نمازش باطل نمىباشد . به بيان ديگر : اگر ترك موصل ، واجب باشد ، نقيض ترك موصل ، فعل صلاة نيست كه حرام شود ، بلكه نقيض ترك موصل ، ترك ترك موصل است ( زيرا « نقيض كلّ شىء ، رفعه » ) و ترك ترك موصل ، دو فرد دارد : يك فردش اين است كه نماز بخواند ، و فرد ديگرش آن است كه هيچ كارى نه ازاله و نه نماز انجام ندهد .
هامش
( 1 ) . مثل اسب كه « لا انسان » است ولى « لا حيوان » نيست ، بلكه حيوان است .
شرح كفاية الأصول — صفحة 283 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني