تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

[ 2 - دخل قصد توصل در تحقق امتثال ]

2 - قول شيخ انصارى : قصد توصّل ( و هل يعتبر . . . ) از ظاهر تقريرات بحث شيخ ، استفاده مىشود كه مقدّمه وقتى واجب مىشود كه توصّل و رسيدن به ذى المقدّمه قصد شده باشد . يعنى اگر مكلّف قصد داشته باشد كه انجام مقدّمه را وسيلهء رسيدن به ذى المقدّمه ، قرار دهد ( مثل اينكه قصد دارد با انجام وضوء ، نماز بخواند يا قصد دارد با مشى به اعمال حجّ برسد ) مقدّمه واجب مىشود ، ولى اگر قصد توصّل نداشته باشد ، واجب نمىشود . تفاوت قول شيخ با قول صاحب معالم كلام صاحب معالم و شيخ در ظاهر ، مثل هم است ، زيرا يكى به « اراده » و ديگرى به « قصد » تعبير نموده است . اما تفاوت كلام آنها در اين است كه : صاحب معالم ، قصد و ارادهء ذى المقدّمه را شرط وجوب مىداند نه شرط واجب ، يعنى مىگويد وجوب مقدّمه ، مشروط به ارادهء ذى المقدّمه است به‌طورىكه اگر اراده نشود ، مقدّمه وجوب پيدا نمىكند . امّا شيخ قصد و ارادهء توصّل به ذى المقدّمه را شرط واجب مىداند نه شرط وجوب ، و به تعبير ديگر « شرط وجود » مىداند ، يعنى مىگويد : اگر مقدّمه بخواهد وجود واجبى و صحيح و مؤثّر شرعى پيدا كند ، شرطش اين است كه مكلّف ، از انجام آن ، رسيدن به ذى المقدّمه را قصد كرده باشد ، به‌طورىكه اگر چنين قصدى نكند ، كار باطلى انجام داده و عملش به نحو واجب شرعى ، صحيح و مؤثّر واقع نخواهد شد . ثمرهء كلام صاحب معالم و شيخ بنا بر مسلك صاحب معالم ، اگر مكلّف ذى المقدّمه را ترك كند و يا صارف و مانعى از انجام آن باشد ، يك واجب ( يعنى همان ذى المقدّمه كه واجب نفسى است ) را ترك كرده ، و واجب ديگرى به نام واجب غيرى و مقدّمى ترك نشده ، زيرا مقدّمه در اين صورت اصلا وجوب پيدا نكرده است . امّا بر مبناى شيخ ، در صورت ترك ذى المقدّمه ، دو واجب ترك شده است ، يعنى هم واجب نفسى ( ذى المقدّمه ) و هم واجب غيرى مقدّمى ( مثل وضوء در نماز ) ، زيرا بنابراين مسلك ، اراده و قصد توصّل ، شرط واجب است نه شرط وجوب .