تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
مطابق اين فرض ، خود وضوء ، امر نفسى دارد و از اين جهت مثل نماز و روزهء مستحبّى و مثل قرائت قرآن و ساير مستحبّات خواهد بود . امّا بنا بر آنچه كه مرحوم شيخ انصارى راه حلّ ارائه داد ( كه مثلا وضوء ، به خاطر امر غيرى ، تعبّدى است ، نه به جهت امر نفسى ، و به عبارت ديگر : عباديّت و صحّت وضوء بستگى به امر غيرى دارد ) نتيجه‌اش اين است كه اگر كسى به قصد توصّل به نماز ، وضوء بگيرد ، وضويش عبادى مىشود و صحيح است ، زيرا نماز ، عبادت است و وضوء نيز مقدّمه آن مىباشد و لذا امر ترشّحى و غيرى وضوء از جانب امر نفسى عبادى نماز مىآيد . و چون نماز ، قصد امتثال و قربت مىخواهد ، امر غيرى نيز كه از آنجا آمده ، قصد قربت نياز دارد . بنابراين در مثل وضوء لازم است كه « توصّل الى الغير » قصد شود ، زيرا امر غيرى امتثال نمىشود مگر با قصد رسيدن به غير . و چنانچه توصّل به غير قصد نشود ، وضوء باطل خواهد بود . و هذا هو السّر . . . لا ما توهّم . . . مصنّف در اين عبارت اشاره دارد به ردّ كلام شيخ و مىگويد : سرّ اينكه برطبق راههايى كه شيخ مطرح كرد ، بايد در وضوء ، قصد توصّل به غير كرد ، آن است كه ملاك عباديّت وضوء در توصّل به غير است و گرنه عبادى نمىشود . ولى درعين‌حال شيخ انصارى قدّس سرّه ملاك و سرّ قصد توصّل به غير را چيز ديگرى مىداند و مىفرمايد : در مثل وضوء ، امر به وضوء با عنوان « المقدّمة » تعلّق گرفته است ، نه به ذات وضوء بدون لحاظ مقدّميّت . به بيان ديگر : اگر امر وضوء به ذات آن تعلّق مىگرفت ، قصد توصّل به غير نياز نبود ، امّا چون « الوضوء المقدّمة » مأمور به و واجب غيرى است نه « الوضوء » ، انجامش قصد توصّل به غير ( ذى المقدّمه ) را لازم دارد . امّا مصنّف اين نظر را مردود مىداند و مىگويد : وضوء ، امر نفسى دارد ، چون مصنّف قبلا در بحث مقدّمات داخلى ، بيان كرده بود كه عنوان « المقدّمه » مأمور به نيست ، بلكه اين عنوان ، حيث تعليلى است نه تقييدى ، يعنى « المقدّمه » متعلّق امر نمىباشد ،