به جاى اينكه گفته شود : « أتوضّأ وضوء لأمره المقدّمى أو لكونه واجبا أو لوجوبه » ، گفته شود : « أتوضّأ وضوءا واجبا » و در اين صورت معلوم است كه وضوء با همان حركات خاصّه و با عنوانش ، واجب است .
و بلكه مىتوان غايت را چيز ديگرى غير از امر غيرى مقدّمى قرار داد ، مثل اينكه غايت وضوء را نظافت و پاكيزگى يا خنك شدن قرار داد .
پس اگر قرار باشد ، عنوان نامعلوم ، قصد شود و قصد امر غيرى ، وجه براى آن قرار گيرد ، مىتوان به جاى غايت قرار دادن امر غيرى ، آن را وصف قرار داد .
اشكال دوم ( غير واف . . . ) « 1 »
مصنّف در اشكال دوّم مىگويد : با جواب شيخ ، فقط يك قسمت از اشكال ( قصد قربت در طهارات ثلاث ، با وجود امر غيرى ) حل مىشود . امّا قسمت ديگر اشكال ( ترتّب ثواب بر طهارات ثلاث ، با وجود امر غيرى ) باقى مىماند .
جواب دوم شيخ : راه غرض ( ثانيهما . . . )
مرحوم شيخ در اين جواب ، از راه غرض وارد شده و مىگويد : در طهارات ثلاث ، دو امر وجود دارد :
1 - امر نفسى كه براى نماز است . 2 - امر غيرى كه براى مقدّمات ( طهارات ) است .
بدون شكّ ، امر نفسى كه به نماز تعلّق گرفته ، براى غرض و هدفى است كه عبارت از « معراج المؤمن » و « قربان كلّ تقى » و . . . مىباشد . و اين غرض حاصل نمىشود مگر اين كه دو كار انجام شود : اول اينكه نماز به قصد قربت آورده شود . دوم اينكه مقدّمهاش نيز با قصد قربت انجام گيرد ، البته نه براى خود مقدّمه ، بلكه به خاطر آن غرضى كه در نماز است . و در بين مقدّمات ، مقدّمه صلاة ، به جهت اهميت آن ، اين امتياز را دارد كه بايد به قصد قربت آورده شود ، بهگونهاى كه اگر اين قصد نباشد ، به خود نماز لطمه وارد
هامش
( 1 ) . نكته قابل توجّه اينكه مرحوم شيخ در اين جواب ، فقط درصدد حلّ اين مشكل است كه چگونه در برخى موارد ( مانند : طهارات ثلاث ) با اينكه امر غيرى توصّلى است ، قصد لازم است ، و لذا اشكال دوم مصنّف ( غير واف . . . ) وارد نيست .