جواب ( و أمّا الثانى : فالتحقيق . . . )
مصنّف در جواب از اين اشكال مىگويد :
طهارات ثلاث درعينحالى كه امر غيرى مقدّمى دارند و براى صلاة يا طواف مقدّمهاند ، يك مزيّت نفسى و ذاتى نيز دارند و لذا أمر نفسى ندبى به آنها تعلّق مىگيرد ، نظير آنچه كه وارد شده : « الوضوء نور » ، يعنى وضوء ، خودش مستحبّ است و امرش به نحوى عبادى مىباشد .
به عبارت ديگر : طهارات ثلاث ، يك امتيازى در نفس و ذات خودشان دارند به طورى كه مانند ساير عبادات و در رديف آنها قرار مىگيرند . يعنى همانطور كه نماز شب ، فريضهء يوميّه ، روزهء واجب و مستحبّ و . . . عبادت است ، وضوء و غسل و تيمّم نيز عبادت مىباشد .
بنابراين طهارات ثلاث با همين عنوان و نشان ( يعنى : الوضوء العبادى نه الوضوء ، يا الغسل العبادى نه ذات الغسل ) مقدّمهء غير ( صلاة يا طواف ) هستند ، يعنى مقدّمهء نماز ، وضوء قربى است نه « الوضوء » ، و از اين جهت مثل « مشى » ( كه مقدّمه حجّ مىباشد ) نيست ، زيرا مشى چه قربى باشد و چه غير قربى ، حجّ با آن انجام مىگيرد .
نتيجه جواب : چون طهارات ثلاث با عنوان « عبادى » مقدّمهاند ، مثل اين است كه دو امر دارند : يكى « امر غيرى مقدّمى » و ديگرى « امر نفسى عبادى » . و به عبارتى :
طهارات ثلاث دوحكم دارند : يكى « استحباب نفسى » و ديگرى « وجوب غيرى » .
و لذا اگر چنين مقدّمهاى انجام شود ، چون يك عمل عبادى است و امر نفسى استحبابى دارد ، استحقاق مثوبت دارد ، و چون عملى است تعبّدى ، بايد به قصد قربت آورده شود .
و الاكتفاء به قصد أمرها الغيرى . . .
مصنّف در اين عبارت به اشكالى كه ممكن است بر جواب مذكور وارد شود ، اشاره دارد ، و از آن جواب مىدهد .