[ دو تذنيب : ]
تذنيب اوّل [ استحقاق ثواب و عقاب در امر نفسى و غيرى ]
در اين عبارت مصنّف به مطالبى مربوط به واجب نفسى و غيرى ، از حيث استحقاق ثواب و عقاب بر موافقت و مخالفت واجب ، و اشكال و جواب دربارهء آن ، اشاره مىكند كه توضيح گفتار ايشان چنين است .
استحقاق ثواب و عقاب در امر نفسى و غيرى الأوّل : لا ريب فى استحقاق الثواب . . .
بدون شكّ ترتّب ثواب بر اطاعت و ترتّب عقاب بر عصيان ، در تكاليف به حكم عقل ثابت است ، نه تعبّد ، يعنى عقل حكم مىكند كه امتثال و اطاعت در امر نفسى ، ثواب دارد ، چنانكه عصيان و مخالفت آن نيز عقاب دارد .
امّا در امر غيرى ، مسئله مورد اشكال است : برخى مىگويند چون شخص ، امتثال كرده و زحمت كشيده ، مستحقّ ثواب است . ولى برخى ديگر مىگويند چون واجب غيرى ، مقدّمهاى است براى رسيدن به ذى المقدّمه ، نه انجامش ثواب دارد و نه تركش ، عقاب .
نظر مصنّف ( و ان كان التحقيق . . . )
مصنّف معتقد است كه موافقت و مخالفت امر غيرى از آن جهت كه موافقت و مخالفت خود امر غيرى مقدّمى است ، ثواب و عقاب ندارد . ولى از آن جهت كه موافقت امر غيرى منجّز به موافقت امر نفسى ( ذى المقدّمه ) مىشود ، و مخالفت امر غيرى ، منجّز به ترك واجب نفسى مىشود ، ثواب و عقاب دارد كه مربوط به انجام واجب و ترك آن است ، نه اينكه علاوه برآن ، نسبت به انجام و يا ترك مقدّمه ، ثواب و عقاب مترتّب شود ، زيرا عقل حكم مىكند كه در صورت انجام واجب با تمام مقدّمات آن ، فقط يك ثواب است و در صورت ترك واجب با ترك مقدّمات آن ، فقط يك عقاب است .
مثلا اگر كسى با ترك زاد و راحله و مشى ، حجّ را ترك كرد ، فقط به خاطر ترك حجّ عقاب مىشود نه اينكه در مقابل ترك هركدام از مقدّمات عقاب داشته باشد كه در نتيجه عقاب هم متعدّد شود . پس با اين حكم عقلى معلوم شد كه ثواب و عقاب ، در امر نفسى مىباشد ، نه امر غيرى مقدّمى .