( قلت . . . )
جواب ايراد : مصنّف در جواب به اين ايراد مىگويد : غايات ، مقدورند و لذا مىتوانند واجب شوند .
بيان مطلب : مقدور بر دو قسم است :
1 - مقدور مباشرى : چيزى است كه بدون واسطه ، مقدور است ، مانند نماز ، زيرا تمام اجزاى آن ( از قيام و قعود ، ركوع و سجود و . . . ) براى مكلّف ، مقدور است ، بدون اين كه چيزى واسطه شود .
2 - مقدور تسبيبى : چيزى است كه مىتوان سبب آن را ايجاد كرد و با ايجاد سبب ، مسبّب نيز خودبخود ايجاد مىشود . « 1 »
مثل اينكه « القاء فى النار » ( انداختن در آتش ) سبب « احراق » ( سوزاندن ) است . در اينجا اگرچه مكلّف مستقيما قدرت بر احراق ندارد ( زيرا احراق ، كار آتش است ) امّا بر سبب احراق ( كه همان القاء و انداختن در آتش باشد ) قدرت دارد . و معلوم است كه قدرت مع الواسطه ( قدرت بر سبب ) نيز قدرت محسوب مىشود .
در اينجا نيز اگرچه غايات ، مستقيما در اختيار مكلّف نيستند ، امّا با واسطه و به خاطر قدرت بر اسباب ، مقدور مىباشند . مثلا عروج و قرب در صلاة ، مقدور با واسطه است ، زيرا با انجام سبب ، ( خواندن نماز ) مسبّب ( عروج و قرب ) هم مىآيد ، و لذا نماز ، مقدور مباشرى و غايات مترتّبه برآن ، مقدور تسبيبى است و هنگامى كه غايات ، واجب باشند ( هرچند با واسطه ) ، مىتوان گفت كه نماز ، مقدّمهء واجب قرار گرفته است و در نتيجه تعريف واجب غيرى شامل آن نيز مىشود .
بنابراين اگر تمام واجبات در تعريف واجب غيرى ، داخل نباشند ولى اكثر آنها ( چه توصّلى و چه تعبّدى ) « 2 » در تعريف واجب غيرى داخل مىشوند .
هامش
( 1 ) . در علم اصول به افعالى كه مقدور تسبيبىاند ، افعال توليدى گفته مىشود .
( 2 ) . البته قسم دوم از واجبات نفسى ( بهخلاف قسم اوّل كه مثل معرفت خداوند متعال بود ) .