صاحب فصول ) نيست ، بلكه از دو راه ديگر مىتوان جواب داد : يكى از راه واجب مشروط بنا بر نظر مشهور ، و ديگرى از راه واجب مطلق ( چه منجّز و چه معلّق ) .
1 - راه واجب مشروط مشهورى ( كان وجوبه مشروطا . . . )
در واجب مشروط مشهورى ، اگرچه قيد و شرط به هيئت برمىگردد نه به مادّه ( بر خلاف نظر شيخ ) ، امّا شرط در برخى از واجبات مشروط ، مفروض الوجود است ، يعنى مىدانيم كه اين شرط در جايگاه و زمان خودش ، بهطور يقينى تحقّق مىيابد ، به عبارت ديگر اگرچه شرط ، شرط متأخّر است ، ولى در آينده ، متحقّق الوقوع مىباشد .
به نظر مصنّف وجوب چنين واجبى ( با اينكه وجوبش مشروط است ) حالى و نقد است و هنگامى كه وجوب ، حالى شد ، مقدّماتش نيز از جانب وجوب ذى المقدّمه ، وجوب مىيابند و در نتيجه لازم است كه مقدّمات قبل از زمان واجب ، اتيان شوند .
مثلا وقتى مولى مىگويد : « إن جاءك زيد فأكرمه » ، اگر يقين داشته باشيم كه زيد ، فردا مىآيد ، لازم است كه قبل از زمان واجب ( يعنى قبل از زمان اكرام ، كه فردا است ) مقدّمات اكرام انجام شود . در اينجا چون شرط ( مجىء زيد ) حتمى الوقوع است ، وجوب واجب ( اكرام ) نيز حالى مىشود .
2 - راه واجب مطلق ( أو مطلقا منجّزا أو معلّقا . . . )
اگر واجب ، « مطلق » فرض شود ، در صورتى كه منجّز باشد ، مقدّماتش هم واجب است و جاى بحث نيست ، و امّا در صورتى كه معلّق باشد ، با دو شرط ، وجوب آن فعلى خواهد بود :
1 - وجود واجب ، معلّق باشد بر معلّق عليه ، يعنى معلّق عليه ، شرط وجود باشد نه شرط وجوب ( مثل اينكه موسم ، شرط وجود حجّ است نه شرط وجوب آن ) ، كه در اينجا وجوب « حالى » و واجب « استقبالى » خواهد بود و لذا مقدّماتش نيز واجب مىشود .
امّا اگر معلّق عليه ( شرط ) ، علاوه بر اينكه شرط وجود است ، شرط وجوب هم باشد ( مثل اينكه تمكّن و استطاعت ، هم شرط وجود حجّ است و هم شرط وجوب آن ، زيرا حجّ بدون استطاعت اصلا واجب نمىشود ) ، وجوب واجب معلّق ، حالى نخواهد