الف : جواب شيخ انصارى « 1 »
قبلا گذشت كه نظر مرحوم شيخ « 2 » در واجبات مشروط اين است كه شرطشان به مادّه ( واجب ) برمىگردد و هيئت ( وجوب ) اين واجبات ، كاملا آزاد و مطلق است .
بنابراين وجوب اين واجبات ، حالى ، و واجب ، استقبالى است .
مثلا در « إن جاءك زيد فأكرمه » ، وجوب اكرام قبل از مجىء زيد است ، امّا خود اكرام بعد از مجىء ، تحقّق مىيابد . و يا در « ان استطعت فحجّ » ، وجوب حجّ قبل از موسم است ، ولى خود حجّ در زمان خاصّ انجام مىشود .
بنابراين چون ذى المقدّمه ، وجوب حالى دارد ( گرچه خود واجب بعدا مىآيد ) ، مقدّمهاش قبل از آمدن ذى المقدّمه وجوب پيدا مىكند .
ب : جواب صاحب فصول
قبلا گذشت كه بعد از تقسيم واجب به مطلق و مشروط ، صاحب فصول واجب مطلق را به دو قسم « منجّز و معلّق » تقسيم كرد و گفت : در مواردى كه مقدّمه قبل از زمان « واجب » ( نه وجوب ) ، واجب است ، دليلش اين است كه وجوب واجب معلّق ، حالى است و تنها خود « واجب » استقبالى مىباشد .
مثل اينكه حجّ قبل از موسم ، وجوب حالى دارد . بنابراين مقدّمه به بركت وجوب ذى المقدّمه ، واجب مىشود و از اين جهت ، تحصيل آن قبل از آمدن ذى المقدّمه ، لازم است . « 3 »
ج : جواب مصنّف
مصنّف مىگويد : حلّ مشكل مذكور ، منحصر به اين دو جواب ( جواب شيخ و
هامش
( 1 ) . البته مصنّف ابتدا نظر خود را بيان مىكند و بعدا با عبارت « فانقدح بذلك أنّه لا ينحصر التفصّى عن هذه العويصة . . . » به جواب شيخ و صاحب فصول اشاره كوتاهى مىكند .
( 2 ) . بر خلاف نظر مشهور .
( 3 ) . چنانكه قبلا هم بيان شد ، كلام صاحب فصول عين كلام شيخ انصارى است . با اين تفاوت كه شيخ اسم اين واجب را « واجب مشروط » گذاشته ولى صاحب فصول آن را « واجب معلّق » مىخواند .