وجوب ذى المقدّمه است ( مثل اينكه هنگام واجب شدن صلاة ، طهارت نيز در سايهء آن ، واجب مىشود ) .
چنانكه مناط فعليّت وجوب مقدّمه ( يعنى اينكه وجوب مقدّمه بخواهد فعلى و نقد شود نه استقبالى ) نيز وجوب ذى المقدّمه است ، يعنى بنا بر ملازمه ، مقدّمه همانطور كه اصل وجوب را از ذى المقدّمه مىگيرد ، در طور و كيفيت وجوب هم تابع ذى المقدّمه است ، بهگونهاى كه اگر وجوب ذى المقدّمه ، حالى و نقد است ، وجوب مقدّمه نيز حالى و نقد مىشود .
با اين بيان معلوم مىشود كه معقول نيست مقدّمه ، قبل از وجوب ذى المقدّمه ، وجوب داشته باشد ، بلكه وجوب مقدّمات وجوديّه بعد از وجوب ذى المقدّمه است .
علما بعد از آنكه اين امر مسلّم را مطرح كردند ، تكتك موارد مقدّمه و ذى المقدّمه را استقراء كردند و در اين تفحّص و استقرائشان به مواردى برخورد كردند كه بر خلاف قاعدهء مسلّم مزبور ، با اينكه ذى المقدّمه هنوز وجوب پيدا نكرده و زمان اتيان و انجامش فرا نرسيده ، مقدّماتش واجب مىباشد ، مثل اينكه در مستحاضه ، صحّت روزهء روز بعد ، مشروط به غسل شب قبل است . در اينجا با اينكه روز بعد نيامده تا روزهاش واجب باشد ، مقدّمهاش - كه همان غسل شب قبل باشد - واجب است بهگونهاى كه اگر زن ، در شب ، غسل نكند ، روزهء فردايش باطل است .
مثال ديگر : شخصى الآن مستطيع است و هنوز چند ماه به موسم و زمان حجّ باقى مانده است . در اينجا با اينكه زمان واجب فرانرسيده و ذى المقدّمه هنوز وجوب ندارد ، لازم است كه فرد مستطيع ، مقدّمات حجّ ( زاد و راحله ) را تحصيل كند .
پس معلوم شد كه در برخى موارد ( كه تعداد آن كم نيست ) مقدّمه قبل از زمان ذى المقدّمه ( واجب ) وجوب دارد ، با اينكه وجوب مقدّمه ، ظلّى و ترشّحى و غيرى است كه از جانب ذى المقدّمه مىآيد .
جواب اشكال
علما براى حلّ اين عويصه و مشكل ، جوابهايى را ارائه كردهاند كه به برخى از آنها اشاره مىشود .
شرح كفاية الأصول — صفحة 179
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص١٧٩