تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
راحله براى حجّ . در اينجا انجام عمل حجّ ، منوط است به بودن مقدّمات آن و لذا بر مستطيع لازم است كه مقدّمات را فراهم كند و حقّ ندارد به انتظار فراهم شدن مقدّمات ، كارى نكند . « 1 » نعم لو كان الشّرط . . . مصنّف در اين عبارت اشاره دارد به استدراك در برخى از موارد واجب مشروط ، به اين بيان كه : تاكنون نتيجهء بحث اين شد كه : در واجب معلّق ، چون وجوب ، فعلى و واجب ، استقبالى است ، مقدّماتش هم فعلا واجب مىشود ، امّا در واجب مشروط ، چون « واجب » و « وجوب » استقبالى است ، مقدّمات آن نيز استقبالى خواهد بود ، به‌طورىكه هر زمان شرط ، حاصل شد ، عمل ، وجوب پيدا مىكند و مقدّماتش نيز در همان زمان وجوب مىيابند . ولى در برخى موارد با اينكه واجب ( ذى المقدّمه ) ، مشروط است و هنوز وجوب پيدا نكرده است ، پيشاپيش مقدّماتش واجب مىشود . و اين در جايى است كه فرض شود واجب مشروط به‌گونه‌اى است كه اوّلا شرطش يقينا حاصل مىشود ، و ثانيا اگر قبل از آمدن وقت ، مقدّماتش فراهم نشود ، وقت ضيق شده و مقدّمات از دست مىرود و در نتيجه خود واجب ، فوت مىشود . مثل اينكه شخصى يقين دارد تا دو ماه ديگر مستطيع مىشود و اگر از حالا دنبال مقدّمات نرود ، وقتى تمكّن و استطاعت بيايد ، مجالى براى تحصيل مقدّمات نمىماند . در اين صورت ، چنين واجب مشروطى ( كه مقدّماتش واجب مىشود ) با واجب معلّق ( كه در آن نيز مقدّمات ، وجوب فعلى دارند ) تفاوت « موردى » دارد ، يعنى فرقش اين است كه وجوب در واجب معلّق ، مشروط نيست ، درحالىكه در واجب مشروط ، مشروط است .
هامش
( 1 ) . البته لازم به ذكر است كه صاحب فصول اگرچه در ابتداى كلامش گفته است كه در واجب معلّق ، عمل منوط به امر آينده غير مقدور است ، ولى در آخر كلامش تعميم داده است به امر مقدور و غير مقدور ، و لذا اشكال اخير مصنّف وارد نمىباشد .
شرح كفاية الأصول — صفحة 175 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني