تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
به تعبير ديگر : به عقيدهء صاحب فصول قدّس سرّه در واجب مشروط ، هم وجوب استقبالى است و هم واجب ، مثل حجّ قبل از تمكّن ، كه در اينجا وجوب و واجب ، هر دو استقبالى هستند ، چون وجوب حجّ متوقّف بر تمكّن است كه در آينده حاصل مىشود ، و خود حجّ هم متوقّف بر موسم است . امّا در واجب معلّق ، وجوب « حالى » ، ولى واجب « استقبالى » است ، مثل حجّ بعد از تمكّن و قبل از موسم ، كه در اينجا فقط « واجب » ( يعنى حجّ ) استقبالى است ، امّا وجوب ، به خاطر حصول تمكّن ، حالى مىباشد . با اين بيان معلوم شد واجب معلّقى كه صاحب فصول مطرح مىكند ، همان واجب مشروطى است كه شيخ انصارى قدّس سرّه بيان كرده است ، زيرا نظر مرحوم شيخ در واجب مشروط اين بود كه وجوب ، حالى و واجب ، استقبالى است ، و اين مثل تعريفى است كه صاحب فصول از واجب معلّق كرده است . « 1 » و لذا شيخ انصارى مطابق مسلك خود در واجب مشروط ، واجب معلّق صاحب فصول را انكار مىكند كه در ذيل توضيح داده مىشود . انكار شيخ ( لا يخفى . . . حيث . . . أنكر . . . ) مرحوم شيخ ، تقسيم صاحب فصول را نسبت به واجب معلّق و منجّز ، انكار كرده و گفته است : پس از تقسيم واجب به مطلق و مشروط ديگر نيازى به تقسيم واجب به منجز و معلّق نيست ، بلكه واجب معلّق همان واجب مشروط است ، زيرا در هر دو ، وجوب ، حالى و واجب ، استقبالى است . بنابراين نزاع شيخ و صاحب فصول در واجب مشروط ، لفظى است ، زيرا صاحب فصول اسم مشروط را معلّق گذاشته و مرحوم شيخ هم واجب معلّق را انكار نكرد ( و فقط اسم آن را مشروط گذاشته ) بلكه در واقع ، واجب مشروط برطبق مبناى مشهور ( كه وجوب ، استقبالى مىباشد ) را انكار كرده است .
هامش
( 1 ) . نكته : اينكه گفته مىشود واجب يا مطلق است و يا مشروط ، بايد دانست كه از باب صفت به حال متعلّق موصوف است ، زيرا مطلق و مشروط ، صفت « وجوب » است نه واجب .