تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
به بيان ديگر مىتوان گفت : گاهى يك چيز حقيقى ، دو حالت دارد : در حالت اول ( حالت فعلى ) اسمى دارد و در حالت دوم ( حالت آينده ) اسم ديگرى . در اين صورت اگر فعلا به نام آينده‌اش خوانده شود ، مجاز به علاقهء أول يا مشارفه خواهد بود . در قرآن كريم ، چنين مجازى استعمال شده است ، مثل آيهء :
إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً
« 1 » . در اين آيه « عنب » فعلا به نام آينده‌اش كه « خمر » است ، نامگذارى شده است ، چون شخصى كه با حضرت يوسف عليه السّلام در زندان بود ، به ايشان مىگويد : « در خواب ديدم كه خمر را مىفشرم » ، درحالىكه « خمر » عصارهء انگور است و فشردن آن معنى ندارد ، و لذا معلوم مىشود كه به جاى كلمهء « عنب » ، مجازا « خمر » اطلاق شده است ، به اين اعتبار كه : سيعود و سيئول خمرا ( انگور به زودى به خمر تبديل مىشود ) . به بيان ديگر : « عنب » دو حالت دارد . 1 - حالت قبل از خمر شدن كه حالت فعلى ( انگور ) است . 2 - حالت خمر شدن كه حالت آينده است . و چون عنب به اعتبار آينده ، تبديل به خمر خواهد شد ، لذا الآن به اسم حالت آينده ( خمر ) نامگذارى شده است . و يا در مثل گندم ( حنطه ) مىتوان به اعتبار آينده‌اش كه تبديل به « آرد » مىشود ، همين حالا « آرد » گفت . نتيجه : در مورد بحث ، مطابق مبناى مشهور و مصنّف ، چون « وجوب » استقبالى است نه حالى ، اطلاق « واجب » بر واجب مشروط ، به علاقهء أول يا مشارفه ، « مجاز » خواهد بود ، به اين اعتبار كه بعدا و با حصول شرط ، وجوب هم حاصل مىشود . مثلا در « إن جاءك زيد فأكرمه » ، اگرچه الآن ، وجوب إكرام نيست ، امّا بالمآل و بالاخره در فرض مجىء زيد ، إكرام ، واجب مىشود . نكته : تفاوت بين أول و مشارفه اين است كه : در مجاز أول ، قرب و بعد زمانى ، ملحوظ نيست ، امّا در مجاز مشارفه ( كه از شرف و قرب گرفته شده ) ، قرب زمانى لحاظ شده است .
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ( 12 ) ، آيهء 36 .