نعم على مختاره . . .
مصنّف در اين متن از مطلب گذشته استدراك مىكند به اينكه تحصيل شرط بنا بر مسلك شيخ ، در صورتى محذور تحصيل حاصل را خواهد داشت كه از قبيل « تمكّن » باشد كه وجود اتّفاقى آن شرط است ، امّا اگر واجب مشروط ، يك سرى مقدّماتى داشته باشد كه وجوب و خطاب برآن تعليق نشده ، بهگونهاى كه هروقت خودبخود حاصل شود ، ذى المقدّمه واجب گردد ، طلب آن اشكالى ندارد ، مثل تحصيل زاد و راحله . زيرا بر مبناى شيخ ، قبل از تمكّن ، وجوب حجّ « حالى » و تنها واجب « استقبالى » است ، بنابراين مىتوان چنين مقدّماتى را تحصيل كرد . حال اگر بعدا تمكّن پيدا شود ، كشف مىشود كه هم حجّ واجب بود و هم تحصيل مقدّماتش ، و اگر بعدا تمكّن پيدا نشود ، معلوم مىشود كه تحصيل مقدّمات واجب نبوده است .
نظير اين مطالب در واجب معلّق نيز خواهد آمد ، زيرا در واجب معلّق ، وجوب « حالى » و واجب « استقبالى » است ، مثل : وجوب حجّ بعد از تمكّن و قبل از موسم ، كه در اينجا با وجود تمكّن ، « وجوب » نيز هست ، ولى چون موسم و زمان حجّ فرا نرسيده ، واجب ( حجّ ) نيست .
فإنّ الواجب المشروط . . .
مصنّف در اين كلام اشاره دارد به تعليل كلام قبل ( كما يأتى فى الواجب المعلق ) و ارتباط بين واجب مشروط و معلّق را بيان مىكند و مىگويد : واجب مشروط بنا بر مختار شيخ قدّس سرّه همان واجب معلّقى است كه در اصطلاح صاحب فصول مىباشد ، به خلاف واجب مشروط بنا بر مختار مشهور كه خود « وجوب » استقبالى است ( نه واجب ) .
به بيان ديگر : شيخ در واجب مشروط ، وجوب را حالى ، و واجب را استقبالى مىداند ، و صاحب فصول در واجب معلّق نيز وجوب را حالى ، و واجب را استقبالى مىداند . بنابراين بين واجب مشروط شيخ و واجب معلّق صاحب فصول ، اتّحاد و تساوى است . امّا بين واجب مشروط مشهور با واجب معلّق صاحب فصول ، تباين است ، زيرا مشهور در واجب مشروط معتقدند كه « وجوب » استقبالى است ، درحالىكه وجوب در واجب معلّق ، حالى مىباشد .
شرح كفاية الأصول — صفحة 148
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص١٤٨