تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
پس قبل از ايجاد و انشاء طلب ، چون وجودى نيست ، شخص هم نيست ، بلكه عموميّت و كلّيّت مىباشد . در نتيجه مىتوان ابتدا و قبل از وجود ، در ذهن اسكلت و ساختمان طلب را همراه با قيد و شرط درست كرد ، و سپس چنين طلب مقيّد و مشروطى را با صيغه ، انشاء و ايجاد نمود . تنظير : در كتب ادبى مثالى زده‌اند كه عبارت است از : « ضيّق فم الركية » ( دهانه چاه را تنگ بگير ) . در اينجا دو صورت مىتوان فرض كرد : گاهى شخص كه چاه مىكند ، از ابتدا چاه را با دهانهء گشاد ، احداث كرده است و سپس به او گفته مىشود كه دهانه را تنگ بگير ، يعنى چاه را خراب كن و دوباره با دهانهء تنگ احداث كن . ولى گاهى از همان ابتدا و قبل از شروع در كندن چاه ، به او گفته مىشود كه دهانهء چاه را تنگ بساز . بنابراين شخصى كه چاه مىكند ، از ابتدا طرحش را تنگ مىريزد و دهانهء چاه را تنگ مىسازد . در اينجا نيز اگر طلب وجوبى ، انشاء و ايجاد شود ، يك فرد و شخص خواهد بود كه قابل تقييد نمىباشد . امّا قبل از ايجاد ، چون طلب وجوبى ، عامّ است ، مىتوان آن را در ذهن ، به صورت مقيّد ، طرّاحى كرد و سپس اين طرح مقيّد و محدود را به واسطهء صيغه ، ايجاد كرد . فإن قلت . . . مصنّف در اين عبارت به اشكال بر نظريهء رجوع قيد به هيئت كه مختار ايشان بوده است ، اشاره دارد و جواب مىدهد كه توضيح آن چنين است : اشكال بدون شكّ ، مقتضاى رجوع قيد به هيئت اين است كه « طلب » استقبالى و « انشاء طلب » حالى باشد . مثلا وقتى متكلّم مىگويد : « إن جاءك زيد فأكرمه » ، طلب ، الآن انشاء شده است ، امّا منشأ ( وجوب ، طلب ) استقبالى است و تنها با تحقّق شرط ( مجىء زيد ) فعليّت پيدا مىكند . آنگاه اشكال مطرح مىشود كه در اين صورت لازم مىآيد كه « انشاء » از « منشأ » تفكيك و جدا شود . و يا به عبارت ديگر لازم مىآيد كه انشاء و ايجاد طلب ، از
شرح كفاية الأصول — صفحة 133 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني