تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
ولى اگر « مجىء » قيد مادّه باشد ، هيئت أمر ، آزاد مىباشد ، به‌طورىكه الآن با اين كه مجىء زيد وجود ندارد ، وجوب و طلب وجوبى محقّق است . به عبارت ديگر : حالا وجوب هست ، ولى واجب ( إكرام ) مشروط به تحقّق مجىء است ، يعنى وجوب « حالى » و نقد است ، امّا واجب « استقبالى » و نسيه مىباشد ، زيرا وقتى مجىء ( كه معلّق عليه است ) استقبالى باشد ، واجب كه برآن معلّق شده نيز استقبالى مىباشد . مثلا در « إن جاءك زيد فأكرمه » گفته مىشود : « الإكرام على تقدير المجيء ، واجب » كه در اين صورت « على تقدير المجيء » قيد إكرام شده است و خود وجوب ، مطلق مىباشد . نظر مصنّف مصنّف در اين بحث شرط را قيد وجوب ( هيئت ) مىداند ، به خلاف مرحوم شيخ كه مىگويد شرط ، قيد واجب ( مادّه ) است ، و لذا هريك دليلى را براى اثبات مدّعاى خود ذكر كرده‌اند كه شرح آن چنين است : دليل مصنّف ( ضرورة أنّ ظاهر . . . ) ايشان براى اثبات مدّعاى خويش ، به ظاهر جمله و قضيّهء شرطيّه استدلال مىكند ، به اين بيان : مثلا عرف از قضيّهء « إن جاءك زيد فأكرمه » كه داراى شرط ( مجىء زيد ) و جزاء ( اكرمه ) است ، مىفهمد كه شرط به جزاء برمىگردد ، و معلوم است كه جزاء همان مفاد هيئت ، و مفاد هيئت همان وجوب إكرام است ( نه خود إكرام ) . به عبارت ديگر : عرف از اين قضيّه مىفهمد كه وجوب إكرام ، منوط به مجىء است ، يعنى اگر آمدن زيد محقّق شد ، وجوب إكرام نيز محقّق مىشود ، و با عدم تحقّق مجىء ، وجوب إكرام نيز محقّق نمىشود . بنابراين تقدير قضيّهء مذكور اين‌طور مىباشد : « الإكرام ( به‌طور مطلق و غير مشروط ) واجب على تقدير المجيء » كه اين صورت مجىء ، قيد وجوب شده است ، و يا در مثل « حجّ » گفته مىشود : « الحجّ واجب على تقدير الاستطاعة » كه در اين صورت واجب ( حجّ ) مطلق ، ولى وجوب ، مشروط است .