تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
عنوان نيز سبب مىشود كه مأمور به اين لياقت و شايستگى را داشته باشد تا أمر شرعى به آن تعلّق بگيرد . پس آنچه كه در مأمور به شرط است ، « اضافه و نسبت » مىباشد كه يك امر لحاظى است نه خارجى و لذا هميشه مقارن با مأمور به است ، و آنچه كه در خارج ، تقارن يا تقدّم يا تأخّر دارد ، شرط ( اضافه ) نيست ، بلكه مضاف اليه است . و اضافه كه به‌عنوان شرط ، مطرح است ، يا بين مأمور به و امر مقارن ، يا بين مأمور به و امر متقدّم ، و يا بين مأمور به و امر متأخّر مىباشد . براى اينكه كلام مصنّف در دفع اشكال ، بيشتر واضح شود ، دو مثال عرفى ( عادى ) و دو مثال شرعى ذكر مىشود . مثال‌هاى عرفى مثال اوّل : شخص مسافرى قرار است بعد از ظهر ، از سفر بازگردد ولى زيد از صبح ، به‌عنوان استقبال از اين مسافر ، حركت مىكند . در اينجا قدوم مسافر ، كه متأخّر از حركت زيد است ، شرط نيست ، بلكه وسيله است براى پيدا شدن اضافه بين حركت زيد و قدوم مسافر ، يعنى بايد قدوم مسافر در آينده ( بعد از ظهر ) باشد تا حركت زيد در صبح انجام بگيرد . پس اين قدوم مسافر كه متأخّر از حركت زيد است ، سبب مىشود كه بين مشى زيد و قدوم مسافر ، اضافه پيدا شود ، به اين معنا كه حركت زيد « ملحوق » به قدوم مسافر ، و قدوم مسافر « مسبوق » به مشى زيد مىشود ، و شرط در حقيقت همين اضافه ( مسبوقيّت و ملحوقيّت ) مىباشد كه هميشه مقارن است . و مسبوقيّت قدوم مسافر نسبت به حركت زيد ، و ملحوقيّت حركت زيد نسبت به قدوم مسافر كه همان اضافه و نسبت است ، موجب مىشود كه حركت زيد ، معنون به عنوان « استقبال » شود ، و اين استقبال هم يك عنوانى است كه به اين مشى ، حسن مىدهد ، يعنى حركت زيد ، حسن ، محبوب ، مرغوب و مطلوب مىشود ، و حسن اين عنوان سبب تعلّق امر مولى ( حرّك ) به آن مىشود . به بيان ديگر : چون اين حركت ، حسن دارد و حسنش را از عنوان استقبال گرفته و عنوان استقبال هم از اضافه پيدا شده و اضافه