تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
اسناد به يقين صورت مىگيرد . لذا نيازى به مجاز و استعاره و اضمار نخواهد بود .

اشكال مجدّد به مرحوم آخوند ( ره ) و تصرّف در ظاهر قضيّه

اشكال مىشود كه درست است كه نقض را به يقين اسناد مىدهيم ولى در مقام عمل ، متيقّن مد نظر است و در مثال موجود در روايت ، وضو مورد بحث قرار گرفته كه امام ( ع ) در مورد آن فرمودند كه وضوى سابق با شكّ لاحق باطل نمىشود . بنابراين ، اگر ما عدم نقض به شك را به خود يقين بما هو يقين برگردانيم با مورد روايت كه تعبّد به طهارت و وضو است ، تهافت پيدا مىكند ؛ چون وضو ، يقين نيست ، بلكه متعلّق يقين ( متيقّن ) است . همچنين مفاد حرمت نقض يقين ، فى الحقيقه ما را به همان متيقّن ( طهارت ) متعبّد مىكند ، لذا بايد از ظاهر عبارت صرف‌نظر كرده و در آن تصرّف كنيم و بگوييم كه با اينكه امام ( ع ) فرموده « لا تنقض اليقين بالشك » ولى ارادهء جدّى ايشان ، « لا تنقض المتيقّن » است . لذا به ناچار باز مسئله مجاز در كلمه و متيقّن در اينجا مطرح مىشود . در نتيجه ، مقتضى بايد محرز باشد و استعداد بقاى متيقّن بايد احراز گردد تا اسناد نقض به يك امر مبرم مستحكم صورت گيرد .

پاسخ مرحوم آخوند ( ره ) به اين اشكال

اما آقاى آخوند ( ره ) اين اشكال را نمىپذيرد و در نهايت ، خود قائل به جعل حكم مماثل مىشود . در توضيح بيشتر ، مىتوان گفت كه از آنجايى كه يقين از صفات نفسانيّه حقيقيّهء ذات اضافه بوده ، حتما واجد متعلّق و متيقّن است و يقين به عنوان آينه و وسيله‌اى براى رسيدن به اين متيقّن لحاظ مىشود و آنچه كه واقعا مدّ نظر قرار مىگيرد همان متيقّن است . « 1 » به عبارتى ، يقين در اينجا موضوعيّت نداشته ؛ بلكه طريق و راهى است براى رسيدن به متيقّن . مرحوم آخوند ( ره ) مىفرمايند : اشكال شما در صورتى صحيح است كه يقين بما هو يقين و به طور استقلالى مدّ نظر قرار گيرد كه در آن صورت مىتوان اشكال كرد كه چون
هامش
( 1 ) - مثلا وقتى علم پيدا كرديم كه فلان‌كس از مسافرت آمد ، در اينجا اصلا به آن صورت ذهنيهء تصديقيه كه در افق نفس ما پديد آمده و از نسبت خارجيه حكايت مىكند ، توجّهى نداريم ، بلكه تمام توجّه و التفات ما به متعلّق علم كه همان معلوم است ، معطوف مىشود . در واقع ، علم به منزلهء قنطره و پلى براى ديدن معلوم ، واقع مىشود . يا زمانى كه ما از عينك استفاده مىكنيم در موقع ديدن اصلا به خود عينك توجّهى نداريم بلكه به وسيله آن به دنياى خارج نگريسته و تمام توجه ما به عالم خارج است .