دليل دوّم - ظنّ به بقاء
دوّمين دليل اقامه شده بر حجّيّت استصحاب مطلقا ، حصول ظنّ به بقاء است ؛ به اين معنا كه اگر چيزى قبلا متيقّن بوده و بعد در زمان لاحق نسبت به بقاى آن شكّى پديد بيايد ، اين ملازمه با ظنّ به بقاء داشته و يك نوع اطمينانى نسبت به بقاى شىء مذكور حاصل مىشود .
عدّهاى ديگر از متمسّكين به دليل دوّم ، حصول ظنّ به بقاء را از باب دوام و استمرار متيقّن مىدانند ، و معتقدند كه « ما ثبت يدوم » يعنى هر چيزى كه ثابت و متيقّن شد ، تداوم پيدا مىكند . البته خود اين قائلين هم قبول دارند كه اين قاعده كلّيت ندارد . بنابراين مىگويند كه در غالب موارد ، چنين است كه يقين سابق در صورت شك در بقاء ، موجب ظنّ نوعى نسبت به بقاء مىشود .
پاسخ و اشكال مرحوم آخوند ( ره ) به اقامهكنندگان دليل دوّم ( ظنّ به بقاء )
مرحوم آخوند ( ره ) هيچكدام از اين نظرات را نمىپذيرد و با طرح اشكالاتى ، آنها را رد مىكند :
ابتدا به قائلين به ملازمهء عقلى اشكال كرده و مىگويد كه شما طبق چه دليلى قائل به اين ملازمهء عقلى شدهايد كه ثبوت شىء در زمان سابق ، موجب ظنّ به بقاء در زمان لاحق مىشود ؟
چون در صورتى بين يقين سابق و ظنّ به بقاء ، قاعدهء ملازمه جارى مىشود كه بين آنها رابطهء علّيت برقرار باشد ؛ در حالى كه مسلّما يقين سابق ، علّت تامّهء ظنّ به بقاء ( چه ظنّ نوعى و چه ظنّ شخصى ) نيست .
همچنين ، ايشان نظر قائلين به « غالبيّت » در حصول ظنّ به بقاء را نپذيرفته و به چند دليل آن را رد مىكند :
اوّلا ؛ اين يك ادّعاست . روى چه مبنايى شما مىگوييد كه در غالب موارد ، در صورت وجود يقين سابق و شكّ در بقاء ، ظنّ به بقاء پديد مىآيد ؟ آيا اين مطلب را استقراء كردهايد ؟ آيا به واسطهء قانون عليّت به اين نتيجه رسيدهايد ؟
ثانيا ؛ در خيلى از موارد ، احتمال اينكه متيقّن سابق ، بقاء و استمرار پيدا نكند ، نيز وجود دارد و نمىتوان گفت كه اين يك قاعدهء كلّى است .