مىشود كه به آن خواهيم پرداخت .
اشكال ما به مرحوم آخوند ( ره )
بحث جواز استصحاب عدم محمولى و عدم جواز استصحاب عدم نعتى مرحوم آخوند ( ره ) را مىپذيريم و ليكن اين نظر با مبانى ايشان در عام و خاص مغايرت دارد .
ايشان در بحث عام و خاص ، استصحاب عدم قريشيّت كه استصحاب عدم نعتى ازلى است را جارى مىداند ؛ در حالى كه استصحاب عدم نعتى ازلى حالت سابقه ندارد . عدم وجود خود مرأة را مىتوان استصحاب كرد كه لازمهء عدم وجود آن ، اين است كه قريشيّت هم نباشد ؛ اما استصحاب عدم قريشيّت به نحو مفاد ليس ناقصه ، حالت سابقه ندارد . اگر مرحوم آخوند ( ره ) جريان استصحاب به نحو عدم نعتى ازلى را در عام و خاص مىپذيرد پس چرا در اينجا جارى نمىكند ؟
البته از نظر ما حرف ايشان در اينجا درست بوده و در عام و خاص باطل است .