استصحاب به لحاظ « حدوث حادث ديگر » ، اصلا جارى نمىشود .
2 . گاه هر دو حادث ، مجهول التاريخ هستند .
در اين فرض علم به حدوث حادثها داريم ولى تقدّم و تأخّر آنها مشكوك است . مثلا روز چهارشنبه يقينا هم مورّث زنده است و هم وارث ، اسلام نياورده است . روز پنج شنبه ، احد الحادثين موجود مىشوند يعنى يا وارث ، مسلمان مىشود يا مورّث ، فوت مىكند . روز جمعه هم يكى ديگر از اين دو حادثها موجود مىشوند . بنابراين ، چهارشنبه زمان يقين به عدم حدوث هر دو حادث است و پنج شنبه و جمعه نيز زمان حدوث هر دو حادث به صورت تعاقب است و ليكن تقدّم و تأخّر آنها مشخص نيست كه مسلما در هر حالت ، آثار خاص خود را به دنبال خواهد داشت .
اگر وارث كافر قبل از موت مورّث ، مسلمان شده باشد ، از مورّث ارث مىبرد ؛ امّا اگر اسلام وارث بعد از موت مورّث باشد ، ارثى به او تعلّق نمىگيرد . در اين حالت مرحوم آخوند ( ره ) معتقد است كه در ابتدا بايد ديد كه موضوع اثر شرعى چه چيزى است ؟ آيا وجود و عدم مطلق مستصحب ( مفادّ كان و ليس تامّه ) لحاظ مىشود يا وجود و عدم مقيّد ( مفادّ كان و ليس ناقصه ) ؟
براى توضيح بيشتر مطلب مرحوم آخوند ( ره ) مطالبى را بيان مىكنيم :
در باب قضايا ، يك سرى از قضايا ، قضاياى ثنائيه هستند و يك سرى ديگر ، قضاياى ثلاثيه . در قضاياى ثنائيه چه در حالت اثباتى و چه در حالت نفى آن ، از آنجايى كه محمول ، عين موضوع است ، لذا نيازى به قائل شدن هو هويّت و در نتيجه وجود رابط نداريم . بر خلاف قضاياى ثلاثيه كه محمول ، مغاير با موضوع بوده و بين آنها دوئيّت وجود دارد لذا براى حمل كردن محمول بر موضوع ، به وجود رابط نياز است .
حالت اوّل ، مفادّ كان و يا ليس تامّه و از وجود و عدم مطلق ( محمولى ) بحث مىشود كه در اصطلاح فلسفى به آن « مفادّ هليّت بسيطه » نيز گفته مىشود . ولى حالت دوّم ، مفاد كان و ليس ناقصه بوده و وجود و عدم مقيّد ( نعتى ) است كه در فلسفه « مفادّ هليّت مركبه » نام گرفته است .
حاج ملا هادى سبزوارى مىگويد :
« و فى بسيطة من الهليّة * لا تجرى القاعدة الفرعيّة »
كه در قضاياى ثنائيه ( مفادّ هليّت بسيطه ) ؛ چون صرف افاضهء وجود ، صورت مىگيرد و محمول ، خود وجود است لذا ، قاعدهء فرعيهء « ثبوت الشى لشيء فرع وجود المثبت له » جارى نمىشود و اين قاعده فقط