تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
ملزومات آن ، در نتيجه لازم جلى و خفى با هم فرقى نداشته و هيچ‌كدام مشمول آن نمىشوند . ثانيا ؛ جريان دو تنزيل در يك استصحاب ، حرف بسيار عجيبى است كه مرحوم آخوند ( ره ) مطرح مىكند . متيقّن سابق ، عدم موت مورّث تا قبل از روز جمعه ( مثلا در روز پنج شنبه ) است كه استصحاب مىشود . چگونه مىتوان قائل شد كه اين تنزيل يك تنزيل ديگر را در بردارد كه تأخّر موت مورّث از اسلام وارث ( يعنى در روز جمعه ) است . استصحاب يك اصل تنزيلى بوده كه لسان آن ، لا تنقض اليقين بالشك است و نه چيزى بيش از آن و نقش آن فقط تنزيل مشكوك به منزلهء متيقّن است . بله ، واقعا بين آنها تفكيكى نيست و وقتى كه استصحاب عدم موت زيد در روز پنج شنبه ( قبل از روز جمعه ) جارى مىشود ، مسلّما موت زيد متأخّر از روز پنج شنبه واقع مىشود . ما منكر واقع نيستيم ؛ امّا حرف ما اين است كه با استصحاب ، كه يك اصل عملى است نمىتوان اين را ثابت كرد و گفت كه چون استصحاب اصل تنزيلى بوده و تنزيل مىكند مشكوك را به منزلهء متيقّن ، پس تأخّر يكى از ديگرى را نيز تنزيل مىكند . بيان اين مطالب به دليل نياز دارد و از لا تنقض اليقين بالشك استفاده نمىشود . در استصحاب ، شارع مقدّس فقط ما را به نفس مستصحب متعبّد كرده است .

حالت دوّم : سنجش تقدّم و تأخّر حادثين نسبت به هم

در اين حالت ، اصل حدوث حادث يقينى است ، امّا تقدّم و تأخّر دو حادث با هم سنجيده مىشود و خود شامل فروض مختلفى است :

1 . گاهى هر دو حادث ، معلوم التاريخ هستند .

اينجا جاى بحث و حرف نيست و جريان استصحاب اصلا معنى ندارد . مثلا فرد مىداند كه اسلام وارث در اوّل ماه مبارك رمضان بوده است و موت مورّث در دوّم ماه مبارك رمضان و يا برعكس كه آثار هركدام مترتّب مىشود كه در يك حالت ، وارث ارث مىبرد و در حالت ديگر ، ارث نمىبرد . بنابراين ، جاى استصحاب نيست ؛ چون هر دو معلوم التاريخ هستند و شكى در تقدّم و تأخّر هيچ‌كدام وجود ندارد ؛ در حالى كه موضوع استصحاب ، ايّها الشك است . قبل از حلول ماه مبارك رمضان قطعا و يقينا مورّث زنده بوده است و بعد از ماه مبارك رمضان نيز قطعا فوت كرده است . پس « يدور الامر بين اليقينين » . لذا در اين فرض ،
استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 290 | محمد موسوى بجنوردى