2 . هر دو حادث مجهول التاريخ هستند ؛
3 . يكى از حادثين معلوم التاريخ و حادث ديگر مجهول التاريخ است .
در مورد فرض اوّل كه هر دو حادث معلوم التاريخ هستند بحثى نيست و همهء علماء اتّفاق نظر دارند كه چون در آن شكى وجود ندارد ، اصلا جريان استصحاب معنى ندارد .
بنابراين ، و لذا جارى نمىشود ؛ اما در مورد دو قسم ديگر ( فرض 2 و 3 ) اقوال علماى اصول و محقّقين مختلف است از جمله اينكه :
قول اوّل - عدّهاى معتقدند كه مطلقا استصحاب در تعاقب حادثين جارى نمىشود ، چه هر دو مجهول التاريخ و چه يكى مجهول التاريخ و ديگرى معلوم التاريخ باشد .
قول دوّم - عدّهء ديگر گفتهاند كه مطلقا استصحاب جارى مىشود ، چه هر دو مجهول التاريخ و چه يكى مجهول التاريخ و ديگرى معلوم التاريخ باشد .
قول سوّم - عدّهاى نيز قائل به تفصيل بين مجهول التاريخ و معلوم التاريخ شدهاند و در برخى فروض آن را جارى و در برخى ديگر جارى نمىدانند .
در اين تنبيه ، مرحوم آخوند ( ره ) جريان يا عدم جريان استصحاب را در حالتهاى مختلف اعمّ از اينكه تقدّم و تأخّر حادثين با زمان سنجيده شوند يا با همديگر ، و شقوق مختلف آن از جمله حادثين مجهولى التاريخ يا مجهول التاريخ و معلوم التاريخ را مورد بررسى قرار مىدهد .
حالت اوّل : سنجش تقدّم و تأخّر حادثين با زمان
ايشان مىفرمايد در اين حالت ، اصل حدوث حادث يقينى است و تقدّم و تأخّر آن با « اجزاى زمان » سنجيده مىشود ؛ به اين معنى كه مثلا فرد عند الزوال ، يقين به طهارت دارد و ليكن نمىداند كه اين طهارت در ساعت ده صبح ( يعنى دو ساعت قبل از ظهر ) حادث شده يا حدوث طهارت در همان وقت زوال بوده است ؟ كه هركدام آثار خاص خود را به دنبال دارند . حال ، جريان استصحاب به چه نحوى خواهد بود ؟
مرحوم آخوند ( ره ) براى حالت اوّل ( كه تقدّم و تأخّر حادث ، با نفس اجزاى زمان سنجيده مىشود ) چندين فرض را تصوّر مىكند و سپس به بررسى جريان و يا عدم جريان استصحاب در آنها مىپردازد .
الف ) اگر اثر شرعى فقط بر عدم تحقّق حادث در زمان اوّل مترتّب شود :
در اين حالت ، در صورت شك در اينكه مثلا زمان حدوث طهارت دو ساعت قبل از