تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
عقوبت در آخرت است ؛ در حالى كه اين مسئله ، يك مسئله عقلى و جزو مستقلّات عقليه است و ارتباطى به شرع مقدّس ندارد . عقل حكم مىكند كه در صورت عصيان ، فرد مستحقّ عذاب و در صورت اطاعت ، مستحقّ ثواب شود . لذا نمىتوان استصحاب عدم ممنوعيت را به منظور عدم استحقاق عقوبت ، جارى كرد و در اين صورت استصحاب ، اصل مثبت بوده و حجّت نخواهد بود . ليكن مرحوم آخوند ( ره ) مىفرمايد : ملاك در صحّت جريان استصحاب ، آن است كه امر رفع و وضعش به دست شارع مقدّس باشد و در اينجا نيز عدم المنع از اختيارات شارع مقدّس است . او مىتواند عدم المنع را ادامه دهد يا آن را بردارد و چون امر رفع و وضعش به دست او است ، لذا مىتواند استصحاب را جارى كند .

نقد و بررسى نظر مرحوم آخوند ( ره )

اوّلا ؛ مسئلهء استحقاق و عدم استحقاق عقوبت ، اصلا يك مسئلهء شرعى نيست ؛ بلكه يك مسئلهء كلامى است . استحقاق عقاب مربوط به بعد از حضرت ربوبى و استحقاق ثواب مربوط به قرب به حضرت ربوبى است و اين‌ها جزو مجعولات شرعى نبوده ؛ بلكه جزو مستقلّات عقليه و به حكم عقل هستند و عقل حكم مىكند كه در مقام اطاعت ، بايد به دستور عمل شود و الّا فرد ، متمرّد محسوب شده و استحقاق عقوبت را پيدا مىكند . در اين حالت كه عقل ، معناى ثواب و عقاب را مىفهمد ، متعبّد شدن به استحقاق يا عدم استحقاق عقوبت ، تحصيل حاصل و قبيح است ؛ چون تحصيل تعبّدى ، آن چيزى است كه تكوينا حاصل است كه بايد قائل شويم به اينكه شارع مقدّس ما را متعبّد به چيزى كرده كه جزو مستقلّات عقليه بوده است . از نظر ما در مستقلّات عقليه اصلا نمىتوان « استصحاب عدم المنع عن الفعل » و « استصحاب عدم العقوبة » را جارى كرد . ثانيا ؛ اين‌ها اصلا جزو لوازم عقلى هم نيستند كه در مورد جواز يا عدم جواز استصحابشان صحبت شود ؛ بلكه جزو مستقلّات عقليه هستند . لذا چگونه مىتوان استصحاب را در آنها جارى كرد ؟