انتزاعى در عالم خارج ما بحذاء ندارند و ليكن اينها جزو احكام وضعيهء شرعيه يعنى از امور اعتبارى هستند كه در عالم اعتبار ما بحذاء خارجى دارند .
البته امور اعتبارى در نزد فلاسفه جزو امور خارج محمول هستند كه ما بحذاء خارجى ندارند ليكن با كمى دقّت عقلى در مىيابيم كه احكام وضعيه جزو امور انتزاعى كه صرفا به انتزاع عقل باشد ، نيستند ؛ « 1 » بلكه اين امور توسط قانونگذار جعل مىشوند و در عالم اعتبار ما بحذاء دارند . درست همان گونه كه يك سرى از امور در عالم عين ، ما بحذاء دارند . در واقع ، امور اعتبارى به يك تعبيرى ، جزو محمولات بالضميمه هستند . اين محمول بالضّميمه ، گاه در عالم عين است و گاه در عالم اعتبار . مرحوم ميرزاى نائينى ( ره ) نيز در اين رابطه ماهيات متأصّله را بر دو قسم مىداند : 1 . ماهيّت متأصّله در عالم خارج . 2 . ماهيّت متأصّله در عالم اعتبار .
بنابراين ، اين حرف مرحوم آخوند ( ره ) كه معتقد است ملكيّت ، رقيّت ، جزئيّت ، . . . اگر استصحاب شوند ، با منشأ انتزاعشان ملازمه دارند ، صحيح نيست و از نظر ما اينها اصلا جزو امور انتزاعى نبوده بلكه در عالم اعتبار ، ما بحذاء خارجى دارند .
ثالثا ؛ اينكه مرحوم آخوند ( ره ) قائل به دوئيّت بين عرض و معروض شده نيز صحيح نيست ؛ بلكه بين آنها عينيّت برقرار است . عرض وقتى كه عارض بر معروض مىشود ، چون از اطوار و حالات معروض است لذا عين آن مىگردد و دوئيّتى بين آنها وجود ندارد ؛ چون لا يعقل است كه حالت شىء مغاير با خود شىء باشد . سفيدى يا شيرينى قند مغاير با خود قند نيست و اين مثل مسئلهء اتّحاد عاقل و معقول در فلسفه است كه عاقل يعنى نفس ناطقه و معقول نيز صور علميه ( علم حصولى ) هستند كه برآن عارض مىشوند .
شيخ الرئيس ( ره ) استدلالاتى را مبنى بر اتّحاد وجودى بين آن دو اقامه مىكند ؛ ولى ما بالاتر از شيخ الرئيس ، معتقديم كه صور علميه چون از عوارض نفس ناطقه هستند ، در نتيجه « عين » نفس ناطقه مىگردند و دوئيّتى بين آنها وجود نخواهد داشت . هر چقدر صور علميهء انسان و معلومات و علم حصولىاش بيشتر گردد ، تكامل و حركت نفس او بيشتر خواهد شد . بنابراين آن ملاكى كه در مورد ترتّب آثار لازم عقلى و عادى راجع به وحدت كلّى طبيعى و فرد يا امر انتزاعى و منشأ انتزاع آن درست شده كه بين آنها وحدت وجود دارد و دوئيّتى نيست ، در مورد عرض و معروض نيز حاكم مىباشد .
هامش
( 1 ) - مثل انتزاع زوجيّت از چهار كه خود زوجيّت هيچ ما بحذاء خارجى بجز منشأ انتزاعش كه اربعه است ، ندارد .