تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
در حالى كه اين نظر همانند نظر مرحوم آخوند ( ره ) كه قائل به جعل مؤدّى شده است ، منجر به تصويب معتزلى مىشود ؛ در حالى كه ما قائل به طريقيّت و كاشفيّت اماره هستيم . حال كه مشخص شد كه أمارات و اصول ، حجّت هستند بايد ديد كه ملازمات و لوازم عقلى و عادى آنها نيز حجّت هستند يا نه ؟

نظر مرحوم آخوند ( ره ) در مورد حجّيّت ملازمات عقلى و عادى اصول و أمارات

مرحوم آخوند ( ره ) معتقد است كه لوازم عقلى أمارات حجّت هستند ؛ چرا كه قانون‌گذار وقتى كه براى أمارات جعل حجّيّت مىكند ، در واقع نه فقط مؤدّاى اماره را به دلالت مطابقى با واقع تنزيل مىكند ؛ بلكه به دلالت التزامى ، لوازم عقلى و لوازم عادى أمارات نيز تنزيل مىشوند ؛ يعنى انسان با مدلول مطابقى به مؤدّاى أمارات و با مدلول التزامى به لوازم عقلى و ملازمات آن دست مىيابد . ايشان ، « حكايت » را ملاك حجّيّت در باب أمارات دانسته و معتقد است كه حال كه اماره به دلالت مطابقى از مؤدّى و به دلالت التزامى از لوازم و ملازماتش حكايت مىكند ، بنابراين ادلّهء حجّيّت أمارات همان گونه كه مدلول مطابقىاش را در برمىگيرد ، شامل مدلول التزامىاش هم مىشود و همان دليلى كه مىگويد اماره حجّت است ، متضمّن حجّيّت مدلول التزامى اين اماره هم مىشود . لذا اگر مدلول مطابقى أمارات مثل أصالة الظهور را حجّيّت بدانيم ، بالملازمه بايد مدلول التزامى آن را هم حجّت بدانيم . چون در عالم حجّيّت دلالت ، فرقى بين دلالت مطابقى و دلالت التزامى وجود ندارد و حجّيّت هر دو در يك حدّ و در عرض هم هستند . بنابراين نتيجه مىگيريم كه مثبتات أمارات ، حجّت خواهند بود . به عنوان مثال ، اگر فردى نذر كرده باشد كه در صورتى كه زيد واجد محاسن شود ( ريش در بياورد ) ، هزار تومان به فقير صدقه بدهد و بعد از گذشت بيست سال ، بيّنه و اماره‌اى نيز مبنى بر زنده بودن و حيات داشتن زيد اقامه شود ، نتيجه گرفته مىشود كه تمام آثار عقلى و شرعى حيات بايد بر او بار شود . از طرفى در آمدن ريش زيد ، لازمهء گذشت اين بيست سال است . در اين صورت ؛ چون لازمهء عقلى اين اماره كه بر اصل حيات اقامه شده ، حجّت است لذا تكليف شرعى مبنى بر پرداخت هزار تومان صدقه به فقير نيز وجود خواهد داشت .