تعليقى را به اينجا هم سرايت دهيم ؟ كه اين كشمش هم در صورت غليان نجس و حرام شود ؟
نظر مرحوم آخوند ( ره )
ايشان قائل به جريان استصحاب تعليقى شده است و معتقد است كه اصل در استصحاب ، وجود قضيهء متيقّنه و مشكوكه و اتّحاد آنها است كه در اينجا وجود دارد ؛ چون ماهيّت انگور با خشك شدن و تبديل به كشمش شدن ، عوض نمىشود بلكه فقط حالت آن عوض مىشود . لذا قضيهء متيقّنه با قضيهء مشكوكه متّحد هستند ، و چون اركان استصحاب تمام است ، در نتيجه صرف معلّق بودن ، مانع جريان استصحاب نخواهد شد .
در نتيجه ، ادلّهء استصحاب مثل « لا تنقض اليقين بالشك » همهء آنها را در برمىگيرد ؛ همان گونه كه انگور اگر غليان پيدا مىكرد نجس شده و شربش حرام بود ، همين حكم تعليقى در مورد كشمش نيز جارى مىشود و فرقى بين حكم تعليقى و حكم تنجيزى در جريان استصحاب وجود ندارد .
شبههء مرحوم ميرزاى شيرازى ( ره )
ايشان ، استاد مرحوم آخوند ( ره ) بوده و قائل شدند كه استصحاب تعليقى اصلا جايز نيست ؛ چون معلّق ، در صورتى موجود مىشود كه معلّق عليه ( شرط ، . . . ) در خارج محقّق شود . لذا چون قبل از آنكه غليان ( شرط ) محقّق شود ، انگور به كشمش تبديل شده در نتيجه موضوع محقّق نشده است « 1 » و به تبع آن ، حكم حرمت يا نجاست آب انگور غليان يافته نيز ، برآن بار نخواهد شد تا به دليل تغيير حالت و در صورت شك در بقاى موضوع بخواهيم استصحاب را جارى كنيم .
نتيجه آنكه ؛ چون غليانى صورت نگرفته ، موضوع اصلا محقّق نشده تا حكم حرمت و نجاست برآن بار شود . وقتى كه حكم موجود نشده چگونه مىتوان حكم غير موجود را استصحاب كرد ؟
پاسخ مرحوم آخوند ( ره ) به شبههء مرحوم شيرازى ( ره )
اين توهّم صحيح نيست . حكم مطلق ، تحقّق و وجودش به فعليّت يافتن و اطلاقش
هامش
( 1 ) - البته اگر غليان صورت مىگرفت كه اصلا انگور تبديل به كشمش نمىشد .