تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١

تنبيه پنجم ) استصحاب تعليقى

حكم شرعى ، يا مطلق و فعلى است و يا مشروط و معلّق . 1 . احكام شرعى مطلق يا فعلى : احكامى هستند كه مشروط به شرط و معلّق بر امرى نيستند و موضوع آن‌ها فعلى است ؛ مثل « ماء العنب حلال اكله و شربه » . 2 . احكام مشروط يا معلّق : احكامى هستند كه تحقّق موضوع در آنها منوط به تحقّق شرط يا جزء يا وصف است كه هرگاه همهء آنها در عالم خارج تحقّق يابند ، موضوع محقّق شده و به تبع آن ، حكم هم فعلى مىشود . در قسم اوّل از احكام ، در صورت وجود شرايط ، قطعا استصحاب جارى مىشود ؛ امّا در مورد قسم دوّم آيا استصحاب جارى مىشود يا نه ؟ اقوال مختلف است . مثالى كه در مورد قسم دوّم كه حكم آن مشروط يا معلّق است ، مطرح مىشود مثال حلّيت يا حرمت شرب آب انگور در صورت غليان است . « العصير العنبى اذا غلى و لم يذهب ثلثاه يحرم شربه و ينجس » . كه مسئله حرمت شرب آب انگور بر ذات آب انگور وارد نشده است ؛ بلكه آب انگورى حرام و نجس است كه غليان يافته و دو ثلث آن‌هم تبخير نشده باشد . به عبارتى ، در اينجا موضوع حكم ، مركّب از دو جزء شده است : ذات شىء ( ذات موضوع ) به انضمام تعليق آن بر شرط يا وصف يا جزء . حال اگر قبل از پديد آمدن جزء دوّم ، تغييرى در موضوع حاصل شود و لسان ادلّهء اجتهادى نيز در بيان حكم آن اجمال و اهمال داشته باشند ، شك پديد مىآيد كه آيا استصحاب تعليقى در حالت جديد قابل جريان هست يا نه ؟ به عبارتى ، در صورت عروض يك سرى دگرگونىها و حالات و عوارض بر موضوع مشروط و معلّق ، فرد دچار ترديد مىشود كه آيا با همين حالات جديدى كه عارض بر موضوع شده ، آيا حكم تعليقى سابق بقاء دارد يا خير ؟ مثلا انگورى كه رطوبت خود را از دست داده و تبديل به كشمش شده ، در صورتى كه اين كشمش و مويز غليان پيدا كند ، آيا حرمت تعليقى معلّق بر غليان كه نسبت به انگور ( قضيه متيقّنه ) ثابت بود براى كشمش ( قضيهء مشكوكه ) هم ثابت خواهد بود يا خير ؟ در سابق ، حكم انگور اين بود كه اگر آب آن غليان پيدا مىكرد ، حرام و شربش نجس بود . حالا اگر قبل از غليان پيدا كردن ، انگور تبديل به كشمش شود ، آيا مىتوانيم آن حكم