نقد و بررسى نظر مرحوم آخوند ( ره )
اوّلا ؛ ما به ايشان عرض مىكنيم كه سخن شما خلاف اصطلاح است . اگر شارع مقدّس چيزى را به نحو « قيد » در لسان دليلش اخذ نمايد ، معنايش آن است كه آن قيد حتما دخالت در مصلحت و ملاك دارد و با وجود آن قيد است كه مقيّد ، مأمور به خواهد بود و اگر آن قيد برداشته شود ، موضوع متفاوت شده و لذا ديگر جايى براى جريان استصحاب نخواهد بود .
مرحوم آخوند ( ره ) از يك طرف ، مقسم را قيد قرار مىدهد كه « الفعل المقيّد بالزمان . . . » ؛ يعنى زمان ، قيد عمل است . سپس در جاى ديگر دو حالت براى اين قيد تصور مىكند يكى به نحو وحدت مطلوب و ديگرى به نحو تعدّد مطلوب .
در حالى كه طبيعت قيد و مقيّد فقط براى حالت وحدت مطلوب ، به كار مىرود . در تعدّد مطلوب ، « قيد » مطرح نمىشود بلكه « ظرف » مطرح است ؛ يعنى روز جمعه ، فقط ظرف جلوس مىشود و جلوس در مسجد چه يوم الجمعة باشد و چه غير آن ، مطلوب است ، ولى جمعه بودن محبوب و مستحب مىباشد ؛ امّا معناى وحدت مطلوب آن است كه قيد و مقيّد از هم جدا نشده و قابل انحلال نيستند و يك وجود بيشتر ندارند . انحلال در قيد و مقيّد ، محال است .
اگر زمان به عنوان قيد براى فعلى در نظر گرفته شود ، حتما وحدت مطلوب مدّ نظر است . مثالى در بحث اطلاق و تقييد مطرح مىشود كه آيا در مثبتين ، بحث اطلاق و تقييد مطرح مىشود يا نه ؟ كه در جواب گفته مىشود كه مثبتين با هم تنافى ندارند .
روايتى مىگويد « اعتق رقبة » و روايت ديگر مىگويد « اعتق رقبة مؤمنه » . اگر از خارج دريافتيم كه وحدت مطلوب مدّ نظر شارع مقدّس حكيم بوده و يك مطلوب بيشتر در نظر ندارد ، عرف قائل به اين تقييد مىشود ، اما اگر خارج از دو دليل مثبت ، نتوانستيم وحدت مطلوب را احراز كنيم ، قائل به استحباب مىشويم ؛ يعنى ذات « عتق رقبة » مطلوب شارع مقدّس است اما اگر رقبهء آزادشده ، مؤمنه باشد ، ثواب بيشترى داشته و مستحب است .
بنابراين در اينجا ديگر اصلا مسئله اطلاق و تقييد مطرح نمىشود .
بهتر بود كه مرحوم آخوند ( ره ) از اوّل مىفرمودند زمان ، يا قيد موضوع است و يا ظرف آن . كه اگر قيد موضوع باشد طبيعتا وحدت مطلوب حاكم است و در صورت قيد بودن ، بحث تعدّد مطلوب جايگاهى نخواهد داشت ؛ چون قيد و مقيّد ، با وحدت مطلوب ملازمه دارند .