تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

جريان استصحاب در زمانيات

گفته شد كه زمانيات ، به افعال و حوادث و وقايعى گفته مىشود كه در زمان واقع مىشوند . به عنوان مثال فعل صوم و امساك در ماه مبارك رمضان ، فعلى است مقيّد به زمان . آيه مباركه قرآن در مورد امساك در نهار ماه مبارك رمضان مىفرمايد :
« وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ »
« 1 » سپس در ادامه مىفرمايد :
« ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ »
. از اين آيه در مىيابيم كه امساك ، مقيّد به « نهار » شده است ؛ چون از يك طرف ابتدايش فجر صادق است و از طرف ديگر انتهايش ليل . مرحوم آخوند ( ره ) در مورد جريان استصحاب در زمانيات مىفرمايد : شك در بقاى حكم زمانى ( فعل مقيّد به زمان ) به دو نحو قابل تصور است : الف ) گاه در بقاى « زمان آن فعل » شك مىكنيم كه سبب شك در بقاى حكم زمانى خواهد شد . مثلا به خاطر وجود طوفان و ابر ، شك مىكنيم كه آيا نهار و روز ماه مبارك رمضان ، پايان پذيرفته و وقت افطار شده است يا خير ؟ كه طبق نظر مرحوم آخوند ( ره ) مىتوان به دو صورت استصحاب را جارى كرد . 1 . استصحاب نفس زمان ( استصحاب موضوعى و استصحاب خود قيد ) به اينكه هنوز روز ادامه دارد و لذا حكم وجوب امساك كما كان باقى است . 2 . استصحاب فعل مقيّد به زمان ( امساك و روزه ) به اينكه چند لحظهء قبل ، امساك من در روز بوده حالا كه شك در اتمام روز كرده‌ام ، استصحاب در بقاى امساك ، جارى شده و لذا هنوز امساك ، واجب خواهد بود . ب ) گاه به انقطاع و انقضاى زمان آن فعل مقيّد به زمان ، يقين داريم ولى بقاى حكم آن باز هم مشكوك است كه آيا استصحاب بقاى حكم را مىتوان جارى كرد يا خير ؟ مرحوم آخوند ( ره ) در اينجا قائل به تفصيل مىشود . ايشان ، علّت شك در بقاى حكم را شك و ترديد در اين مىداند كه مولا در هنگام بيان حكم ، تعدّد مطلوب را مدّ نظر داشته يا وحدت مطلوب را ؟ به عبارتى ، قانون‌گذار شىء مقيّد به زمان را به نحو وحدت مطلوب تشريع كرده يا به نحو تعدّد مطلوب ؟ كه اگر وحدت مطلوب باشد ؛ يعنى فعل ، بدون زمان هيچ مطلوبيتى ندارد و ملاكى براى اتيان فعل موجود نخواهد بود و اگر فعل مقيّد به زمان ، به نحو تعدّد مطلوب باشد ، مطلوب اوّل ، انجام فعل در اين زمان خاص
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 187 .
استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 217 | محمد موسوى بجنوردى