تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥

تنبيه چهارم ) جريان استصحاب در امور قارّه و غير قارّه

امور قارّه ، به موجوداتى گفته مىشود كه دفعى الوجود بوده و در عالم وجود ، ثبات و بقاء داشته باشند ، مگر آنكه رافعى آنها را از بين ببرد ؛ اما موجودات غير قارّه ، تدرّج و تصرّم در وجود داشته و قرار و ثباتى در عالم وجود ندارند . هر جزئى موجود شده و پس از انعدام ، جزء بعدى موجود مىشود . مثل زمان ( ليل ، نهار ، اسبوع ، . . . ) و يا زمانيات ؛ يعنى حوادث واقع شده در زمان ( مثل سخنرانى كردن ، خطابه كردن ، استمرار دم حيض ) .

طرح شبهه

در اين خصوص شبهه‌اى مطرح شده كه استصحاب فقط در امور قارّه جارى مىشود و در امور غير قارّه مثل نفس زمان ( ليل ، نهار ، شهر ، اسبوع ، . . . ) و يا زمانيات ؛ يعنى افعال مقيّد به زمان يا امورى كه در زمان واقع مىشوند ( مثل سخنرانى كردن ، استمرار دم حيض ، . . . ) ، به دليل اينكه دائما در حال انصرام و تجدّد هستند ، استصحاب جارى نمىشود ؛ چون در زمان و زمانيات ، به دليل حركت و تجدّد ، بقاء ، قابل فرض نيست و هر لحظه يك جزء از بين رفته و جزء ديگر موجود مىشود . لذا متيقّن سابق ، يقينا منعدم شده در نتيجه شك در بقاى آن مفروض نخواهد بود كه به تبع آن ، نقض يقين به شك هم بىمعنى خواهد بود . پس مجرايى براى جريان استصحاب « لا تنقض اليقين بالشك » به وجود نخواهد آمد . به بيان ديگر ، هر « آن » و هر لحظه در زمان و زمانيات ، محفوف به دو عدم است : يكى ، عدم منقضى و ديگرى ، عدمى كه هنوز نيامده است ؛ در نتيجه بقايى در مورد آن قابل تصوّر نيست تا نقض يقين صدق كند .

نظر مرحوم آخوند ( ره )

مرحوم آخوند ( ره ) معتقد است كه استصحاب ، هم در امور قارّه و هم در امور غير قارّه جارى مىشود ؛ چرا كه در هر دو صورت ، بقاى متيقّن سابق ، قابل تصوّر است . از نظر ايشان ، قانون علّيت هم در موجودات قارّ و هم در موجودات غير قارّ جارى مىشود ؛ يعنى همان گونه كه با موجود شدن علّت تامّه ، شىء قارّ در عالم وجود پديد
استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 205 | محمد موسوى بجنوردى