تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
آن كلّى بوده و جداى از كلّى نخواهد بود . در نتيجه همان موجود قارّ مستمر است . مرحوم مصنف ( ره ) ، جريان استصحاب در خود زمان مثل ليل و نهار و اسبوع و . . . و تمام امور تدريجى الحصول ديگر در عالم خارج را از نوع حركت توسطيّه و بين المبدإ و المنتهى مىداند و معتقد است كه استصحاب در آنها جارى مىشود و شبهه‌اى وجود ندارد . مثلا با شك در بقاى نهار و اينكه آيا مىتوان افطار كرد يا نه ، استصحاب جارى مىشود . چون شك ، بين مبدأ و منتهى بوده در نتيجه در حكم واحد شخصى است و لذا با بقاى متيقّن سابق ، استصحاب جارى مىشود . كه
( ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ )
. در اينجا استصحاب ، منشأ اثر است و اثر شرعى دارد . استصحاب ليل مىكنيم تا افطار كنيم يا استصحاب نهار مىكنيم تا امساك كنيم . همين‌طور
« كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ »
براى كفّ نفس از مفطرات . لذا از نظر ايشان ، حركت ليل و نهار ، حركت توسطيّه است نه قطعيّه ؛ چون حركت بين المبدأ و المنتهى بوده و در حكم وجود واحد است . ايشان ، معتقد است كه اگر در هر امر تدريجى الحصول ديگر هم در خارج ، حركت توسطيّه لحاظ شود ، استصحاب جارى مىشود ؛ چون در حركت توسطيّه ، انسان يقين به پديد آمدن حركت پيدا مىكند و شك انسان در اين خواهد بود كه آيا به منتهى رسيده يا نه ، كه امتداد همان وجود سابق استصحاب مىشود .

تحقيق در مقام

توجه داشته باشيد كه جواز جريان استصحاب در « نفس زمان » مثل ليل و نهار و شمول ادلّهء عمومات و اطلاقات استصحاب ، در مفادّ ليس تامّه و كان تامّه است ؛ يعنى اگر وجود و عدم ، مطلق باشند و اثر مربوط به آنها باشد ، استصحاب جريان پيدا مىكند و الّا اگر اثر ، مربوط به وجود مقيّد و يا عدم مقيّد باشد ، استصحاب جارى نخواهد شد ؛ چرا كه اصل مثبت و لازم عقلى است . لازم عقلى وجود مطلق ، وجود مقيّد و لازم عقلى عدم مطلق ، عدم مقيّد است . لازم عقلى استصحاب زمان به مفادّ كان تامّه ، بقاى زمان به مفادّ كان ناقصه است . به عنوان مثال ، لازم عقلى وجود نهار به طور مطلق ، وجود نهاريّت مشكوك است و همين‌طور لازم عقلى عدم وجود نهار به طور مطلق ، عدم وجود نهاريّت مشكوك مىباشد . اما مفادّ كان يا ليس ناقصه از براى زمان را نمىتوان استصحاب كرد چرا كه