تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
مىآيد ، در موجودات غير قارّ نيز با موجود شدن علّت ، معلول موجود مىشود . لكن نحوهء وجودشان با هم فرق مىكند ؛ به اين معنى كه در هر دو حالت ، واحد شخصى موجود مىشود ، ولى واحد شخصى در موجودات قارّ ، دفعى الوجود بوده و بقاء دارد مگر آنكه رافعى آن را از بين ببرد ؛ اما هويّت ذاتى واحد شخصى در موجودات غير قارّ ، همراه با تدرّج و تصرّم است . موجودات غير قارّ ، با اينكه تدرّج در وجود داشته و قرار و ثباتى ندارند ، اما در كلّ ، آنات متعدّده‌اى كه حادث بر اين وجود مىشوند ، در حكم موجودات متعدّد نيستند ؛ بلكه همگى يك وجود واحد مستمر را تشكيل مىدهند و در حكم يك واحد شخصى مىباشند . در توضيح بيشتر كلام مرحوم آخوند ( ره ) مىگوييم : برطبق قاعدهء فلسفى « المتّصل التدريجى مساوق مع الوحدة الشخصية » ؛ يعنى هر موجودى كه تدرّج در وجود داشته باشد و هيچ‌گونه انفصالى هم در عالم تدرّج پديد نيايد ، در حكم يك واحد شخصى خواهد بود . به عنوان مثال ، يك ساعت سخنرانى شامل باء « بسم الله الرحمن الرحيم » تا ميم « السلام علكيم » مىشود . و آنات و تدرّج‌ها و تصرّم‌هايى كه در وسط آن وجود دارد ، همگى امتداد همان وجود واحد « سخنرانى » هستند . لذا بالدّقة العقلية در اينجا نيز بقاء وجود داشته و موجود ، در حكم واحد شخصى است . تخلّل در تدرّج ، مثل آن است كه بعد از استمرار در راه رفتن و پديد آمدن آنات متجدّدهء متعاقب هم ، ناگهان نشستن صورت گيرد كه اين عمل سبب قطع شدن استمرار در تدرّج خواهد شد ؛ اما تخلّل‌هاى جزئى مثل توقّف چند لحظه‌اى در حين راه رفتن ، و لو آنكه به دقّت عقلى مخلّ به حساب آيند لكن از نظر عرف ، مخلّ استمرار نخواهند بود . لذا « المتّصل التدريجى مساوق مع الوحدة الشخصية » در اين صورت ، متيقّن سابق به خاطر استمرار در تدرّج ، بقاء دارد . و اين‌گونه است كه مرحوم آخوند ( ره ) در موجودات قارّ و غير قارّ ، به دليل امكان تصوّر متيقّن سابق ، قائل به امكان جريان استصحاب مىشود . مرحوم آخوند ( ره ) مىافزايد كه بحث استصحاب در زمان و زمانيات و موجودات غير قارّ و شبههء مطرح شده « عدم جريان استصحاب » در آن ، در صورتى معنى خواهد داشت كه ما حركت را « حركت قطعيّه » تصور كنيم نه « توسطيّه » ؛ چون در حركت قطعيّه ، بر اثر حركت در « أين » در خارج ، حدودى پديد مىآيد كه هركدام يك حدّى از حدود وجودى هستند و شىء در هر لحظه در يك مكان قرار گرفته و هر جزء با جزء بعدى فرق دارد ،