تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

تحقيق در مقام ( در مورد استصحاب كلّى قسم اوّل )

ما بر اين عقيده‌ايم مىگوييم كه كلّى طبيعى نه تنها متّحد ؛ بلكه عين فرد در عالم خارج است و با موجود شدن فرد در خارج ، تمام هويّت و حقيقت كلّى طبيعى هم موجود مىشود . مثلا وقتى كه زيد در خانه موجود شد ، تمام هويّت كلّى طبيعى انسان هم در خانه موجود مىشود . شيخ الرئيس ابو على سينا ( رحمة الله عليه ) معتقد است كه نسبت كلّى طبيعى به افراد ، نسبت پدران است به فرزندان ، نه نسبت يك پدر به فرزندان متعدّد . و اينكه در بسيارى از كتب گفته مىشود كه طبيعت ، به وجود يافتن فرد در خارج موجود مىشود ، ولى به جز با انعدام تمام افرادش منعدم نمىشود ، بر خلاف تحقيق است ؛ چرا كه كلّى طبيعى يك فرد بيشتر ندارد و همان گونه كه تمام هويّت آن با وجود يافتن يك فرد موجود مىشود ، با انعدام همان فرد هم منعدم مىگردد ؛ كلّى طبيعى تكثّر ندارد كه افراد داشته باشد . فرد موجود شده ، صرف الوجود طبيعت است و صرف الوجود ، قابل تكرّر نيست « صرف الشىء لا يتثنّى و لا يتكرّر » .

2 . استصحاب كلّى قسم دوّم

گاهى مىدانيم كه به خاطر موجود شدن فرد ، كلّى طبيعى حتما تحقّق پيدا كرده است و ليكن نمىدانيم كه كلّى موجود شده در ضمن كدام فرد از كلّى بوده است ؟ فرد طويل يا فرد قصير ؟ در نتيجه با رفتن فرد ، شك پديد مىآيد كه كلّى طبيعى موجود شده ، باقى خواهد ماند يا خير ؟ در اين قسم از كلّى نيز ، چون اركان استصحاب تمام است ، استصحاب كلّى جارى مىشود . مثال اوّل : فرد يقين دارد كه بلل مشتبهى براى او حادث شده است . در نتيجه يقين به حدوث كلّى طبيعى « حدث » دارد . ليكن بين بول و منى ( فرد قصير و فرد طويل از كلّى طبيعى ) مشتبه مىباشد . اگر فرد قصير موجود شده باشد يعنى حدث ، بول بوده باشد ، حدث اصغر بوده كه با وضو گرفتن از بين مىرود و متيقّن الارتفاع خواهد بود ؛ امّا اگر فرد طويل از كلّى طبيعى يعنى منى بوده باشد ، حدث ايجاد شده ، حدث اكبر بوده كه با وضو گرفتن مرتفع نشده و متيقّن البقاء مىباشد . لذا فرد هنوز محدث بوده و جهت رفع آن ، به غسل نياز است . بعد از وضو ، دوران امر بين متيقّن الارتفاع و متيقّن البقاء ، سبب ايجاد شك در بقاى كلّى طبيعى خواهد شد . همين‌كه فرد نمىداند كه فرد قصير از كلّى طبيعى موجود شده بود كه حالا با وضو گرفتن ، حدث اصغر رفع شده و كلّى حدث از بين رفته يا
استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 185 | محمد موسوى بجنوردى