تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

[ اقسام‌احكام وضعيه از نظر مرحوم آخوند ( ره ) ]

قسم اوّل از احكام وضعيه در نظر مرحوم آخوند ( ره )

گفته شد كه مرحوم آخوند ( ره ) احكام وضعى را بر چند قسم كرد و قائل شد كه قسم اوّل از احكام وضعيه ، احكامى هستند كه اصلا قابليّت جعل تشريعى را ندارند نه استقلالا و نه تبعا ؛ بلكه امورى حقيقى و تكوينى هستند . مثل سببيّت ، جزئيّت ، شرطيّت ، مانعيّت و رافعيّت از براى تكليف . وقتى كه شارع مقدّس مىگويد « أقم الصلاة لدلوك الشمس » يعنى دلوك شمس ، علّت و سبب است از براى وجوب صلاة ( تكليف ) . دلوك شمس ( زوال خورشيد ) ذات سبب است و وجوب صلاة ، مسبّب و تكليف . و رابطه بين آن دو كه همان « سببيّت » است حكم وضعى مىباشد . مرحوم آخوند ( ره ) معتقد است كه ذات سبب يا ذات شرط يا ذات جزء يا مانع و . . . تكوينا موجود مىشوند و با موجود شدن آنها طبق قانون عليّت و به خاطر وجود سنخيت و خصوصيّت تكوينى بين علّت و معلول ، در همان آن و بدون تخلّل زمانى ، معلول يا مسبّب موجود مىشود . پس اوّل بايد ذات سبب ، ذات شرط ، ذات جزء ، . . . موجود شود تا بتوان از آن سببيّت ، شرطيّت و جزئيّت را انتزاع كرد . كما اينكه وقتى آتش موجود مىشود به خاطر وجود سنخيّت بين ذات آتش و ذات حرارت ، حرارت مقهور وجود آتش مىگردد . و در صورت تماس جسم با آتش و عدم وجود مانعى مثل رطوبت ، احراق قطعى بوده و چه بخواهيم و چه نخواهيم تحقّق پيدا خواهد كرد . سپس ايشان با قائل شدن به تكوينى بودن رابطهء بين دلوك شمس و وجوب صلاة ، جعل و تشريع استقلالى حكم وضعى را نيز ردّ مىكند به اين بيان كه : اگر يك سنخيّت و ارتباط خاص تكوينى بين علّت و معلول موجود نباشد ، هر علّتى بايد بتواند در غير معلولش هم اثر كند ، و هر معلولى نيز بتواند از غير علّتش صادر شود كه اين محال است . « 1 » بين دلوك شمس و وجوب صلاة نيز اين رابطهء علّيت برقرار است .
هامش
( 1 ) - اين قانون ، جزو بديهيات بوده و اصل جهان طبيعت وجهان ماده براساس آن استوار است . محال است كه بدون وجود اين رابطه ، هر چيزى بتواند در چيز ديگر اثر كند . اگر بگوييم كه « حادث بدون علّت ، محال نيست » ، قوانين ديگر بر هم مىريزد ؛ چرا كه بايد بتوان فرض كرد كه موجودى حادث ، مسبوق به عدم باشد ؛ در حالى كه پديده ، بدون پديدآورنده محال است .