نقد و بررسى نظر مرحوم آخوند ( ره )
اوّلا ؛ اشكال كار مرحوم آخوند ( ره ) در خلط مسائل تشريعى با مسائل تكوينى است .
مبادى تكوين و قانون علّيت در مسائل تشريعى جارى نمىشود . افق تكوين تابع مبادى تكوينى خودش است . حتّى خداوند تبارك و تعالى كه قدرت مطلقه مىباشد ، هر چيزى را از طريق سبب خودش موجود مىكند و حتّى معجزه كه خرق عادت است از قوانين عالم ماده و قانون علّيت تبعيت مىكند .
اينكه آتش بر حضرت ابراهيم ( ع ) سرد و سلامت شد به دليل تعلّق ارادهء تكوينى خداوند بر انقلاب و تغيير در ماهيّت آتش بوده است كه
« يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً »
نه اينكه آتش در عين آتش بودن ، فاقد خاصيت سوزاندن شود ؛ چرا كه اثر تكوينى آتش ، سوزاندن است ؛ ولى مبادى تشريعى ، بستگى به كيفيت جعل و اعتبار شارع يا « من بيده الاعتبار » دارد . افق تشريع ، غير از افق تكوين است .
درست است كه احكام شرعيه تابع مصالح و مفاسد است و هر چيزى را كه شارع مقدّس واجب كرده حتما در متعلّقش ، مصلحت ملزمهاى وجود داشته و هر چيزى را كه حرام كرده حتما در متعلّقش ، مفسدهء ملزمهاى موجود بوده و هيچ حكم گزافى در اسلام نداريم ؛ اما اين به معناى آن نيست كه تمام مصلحت و تمام ملاك وجوب نماز ظهر ، دلوك شمس يا خصوصيّت تكوينيهء موجود در آن باشد . در اينجا ، دلوك شمس براى بيان حدّ و اندازه بيان شده است ؛ در حالى كه اصل و اساس در نماز و عبادت ، همان كرنش و بندگى انسان در برابر ذات بارى تعالى است كه موجب استكمال نفس مىشود ، نه اينكه آنوقت خاص ، تمام الملاك باشد . همانطور كه در مورد روزه بيان شده است كه
« كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ »
سپس فرمود
« ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ »
.
اين آيه نيز درصدد بيان اثر تكوينى فجر نيست ؛ بلكه در آن ، حدّ صيام و امساك بيان شده است . آن چيزى كه در بنده و عبد اثر مىگذارد ، خود صوم و امساك و جلوگيرى از مفطّرات است و نه چيز ديگر . همينطور وقوف در مشعر يا عرفات ، تمام الملاك نيست ؛ بلكه اينها به عنوان حدودى هستند كه تعيين شدهاند .
بنابراين ، نبايد مسائل و مبادى تكوين را با مبادى تشريع خلط كرد . حتّى اگر شارع مقدّس حكمى را به نحو قضيهء شرطيه هم بيان كند ؛ به معناى آن نيست كه تمام ملاك ، مربوط به آن شرط خاص باشد .