د ) روايت چهارم
اين روايت را صدوق ( رحمة الله عليه ) در كتاب « خصال » به اسناد خودش از محمّد بن مسلم ( از اصحاب اجماع ) « 1 » از امام صادق ( ع ) و ايشان از امير المؤمنين ( ع ) نقل مىكنند .
كه حضرت امام على ( ع ) فرمودند : « من كان على يقين فشكّ فليمض على يقينه . فانّ الشك لا ينقض اليقين » و در روايت ديگر آمده كه : « فانّ اليقين لا يدفع بالشك » .
از اين روايت براى اثبات حجّيّت استصحاب استفاده شده است چرا كه مىفرمايد : اگر كسى يقين به حكم شرعى يا موضوع ذى حكم شرعى داشته باشد و سپس در بقاى اين حكم يا موضوع ذى حكم شرعى شك كند ، نبايد به اين شك اعتنا كند و بايد يقين سابق را ادامه دهد ؛ چرا كه شك ، توان از بين بردن يقين را ندارد .
نظر شيخ انصارى ( ره )
شيخ انصارى ( ره ) اشكال كرده و مىگويد كه اين روايت ظهور در « قاعدهء يقين و شك سارى » دارد و نه استصحاب ؛ چرا كه امام ( ع ) فرموده : « من كان على يقين فشكّ » .
جمله « فشكّ » ظهور در اين دارد كه اگر كسى نسبت به چيزى يقين داشت و بعد در همان چيزى كه يقين پيدا كرده بود ، شكّ كرد ، شكّ به آن امر متيقّن سرايت مىكند .
در اينجا ، زمان وصف يقين ، غير از زمان وصف شك بوده و مقدّم بر زمان شك است و جملهء « من كان على يقين » دلالت بر شيئى دارد كه در سابق و در زمان ماضى بوده و جمله « فشكّ » ظهور در زمان حال دارد . پس قهرا زمان يقين غير از زمان شك است و اين با اركان استصحاب كه وحدت زمان يقين و شكّ در آن مطرح است ، قابل جمع نخواهد بود .
چون در استصحاب ، در همان آنى ( لحظهاى ) كه انسان يقين به حدوث دارد در همان آن ، شك در بقاء هم خواهد شد ؛ ولى در اين روايت ، متعلّق شك و يقين يكى است ؛ يعنى همان چيزى كه نسبت به حدوث آن يقين پيدا كرده بود ، نسبت به همان ، شكّ پيدا مىكند كه اين همان قاعدهء « يقين و شك سارى » است .
پاسخ مرحوم آخوند ( ره ) به شيخ انصارى ( ره )
مرحوم آخوند ( ره ) قائل به استصحاب است ، ولى براى رفع اين شبهه و حلّ تعدّد
هامش
( 1 ) - اسناد صدوق به محمد بن مسلم ، صحيحه است .