نظرات مختلف در باب عدم اعادهء نماز بعد از كشف خلاف
در باب عدم اعادهء نماز بعد از كشف خلاف و تعليل امام ( ع ) ، چند توجيه بيان شده است از جمله :
1 . نظر شيخ انصارى ( ره )
مرحوم آخوند ( ره ) در ادامهء بحث اجزاى امر ظاهرى از امر واقعى به نظر افرادى چون شيخ انصارى ( ره ) در اين رابطه اشاره مىكند كه شيخ انصارى ( ره ) در رسائل مىفرمايد :
اتيان مأمور به با امر ظاهرى مجزى از امر واقعى خواهد بود . لذا در اينجا چون فرد با استصحاب طهارت خبثى نماز را خوانده است ، اگر بعدا كشف خلافى هم صورت گيرد ، او مأمور به را اتيان كرده است و نمازش اعاده نخواهد داشت ؛ چرا كه با يك حكم ظاهرى « 1 » وارد نماز شده كه مجزى از حكم واقعى مىباشد .
2 . نظر مرحوم آخوند ( ره )
مبناى مرحوم آخوند ( ره ) در باب إجزاء اين است كه بين اصول عمليه و أمارات تفاوت وجود دارد . اتيان مأمور به با امر ظاهرى اگر مؤدّاى اصول عمليه باشد مجزى از اتيان مأمور به با امر واقعى است چرا كه قائل است كه ادلّهء اصول عمليه بر ادلّهء اجزاء و شرايط حكومت داشته و آن را توسعه مىدهد و در واقع ، شرط و جزء را أعمّ از شرط واقعى و شرط ظاهرى مىداند ؛ اما اگر حكم ظاهرى مؤدّاى أمارات و طرق باشد ، مجزى نخواهد بود .
برخى ديگر ، برعكس ايشان قائلند كه اگر مؤدّاى أمارات و طرق باشد به دليل تتميم كشف كردن ، مجزى بوده ؛ ولى اگر مؤدّاى اصول عمليّه باشد ، مجزى نخواهد بود . « 2 »
به عبارتى ، شيخ انصارى ( ره ) اجزاى امر ظاهرى از امر واقعى را علّت عدم اعادهء نماز دانسته است و خواسته است تعليل امام ( ع ) را كه فرمود « لانّك كنت على يقين من طهارتك » را از اين باب توجيه كند كه امر ظاهرى مقتضى إجزاء است .
اما مرحوم آخوند ( ره ) اين نظر را قبول ندارد كه بيان تعليل حضرت ( ع ) به « لأنّك كنت
هامش
( 1 ) - از جمله مصاديق حكم ظاهرى ، اصول عمليه مثل استصحاب ، قاعده طهارت ، . . . است .
( 2 ) - حضرت استاد معتقد به اين است كه أمارات و اصول هيچكدامشان مجزى نيستند ؛ چرا كه حكم نبوده بلكه حكمنما هستند ؛ يا به عبارتى حكم اثباتى هستند نه حكم ثبوتى ( مصحّح ) .