تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
نهى به‌عنوان ديگر تعلق گرفته به‌گونه‌اى كه بين دو عنوان عموم و خصوص من وجه باشد . ولى موضوع بحث در دلالت نهى بر فساد متعلق ، اين است كه نهى تعلّق مىگيرد به بعض آنكه امر تعلّق گرفته ، به‌گونه‌اى كه بين دو متعلق عموم و خصوص مطلق باشد به مبحث « عموم و خصوص مطلق » رجوع شود . 2 . تفاوت در جهت : زيرا جهت در اجتماع امر و نهى ، در اتّحاد و عدم اتّحاد دو متعلق است ، اما جهت بحث در دلالت نهى بر فساد اين است كه آيا نهى مقتضى فساد است يا خير ؟ 3 . مسئلهء اجتماع امر و نهى از مسائل علم اصول نبوده ، بلكه از مبادى مسئله تعارض و تزاحم است . اما مسئلهء نهى از عبادات و معاملات از مسائل علم اصول است . تذكر : 1 . عده‌اى كه نسبت بين دو عنوان در اجتماع امر و نهى را عام و خاص من وجه نمىدانند ، طبعا فرق دو مسئله از نظر موضوع نزد آنان منتفى است . 2 . بنا بر عقيدهء كسانى كه قائل به امتناع اجتماع امر و نهى بوده و جانب نهى را مقدم مىدارند ؛ طبعا مسئله اجتماع امر و نهى از افراد نهى از عبادت خواهد بود ، و صغراى آن كبرى است . دوم : روش قرآن در بيان نهى گوناگون است ، 1 . صيغهء نهى
« وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ »
« 1 » ؛ 2 . امر دال بر ترك
« ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ »
« 2 » ؛ 3 . مادهء نهى
« يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ »
« 3 » ؛ 4 . مادهء تحريم
« قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ »
« 4 » ؛ 5 . نفى حليّت
« لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً »
« 5 » ؛ 6 . نفى فعل
« فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ »
« 6 » ؛ 7 . چيزى را بر صفت شرّ توصيف كردن
« لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ »
« 7 » ؛ 8 . چيزى سبب اثم و گناه شدن
« فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ »
« 8 » ؛ 9 . مقارنه با وعيد :
« وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ . . .
فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ » . *
« 9 » نهى در قانون نيز به صورت‌هاى گوناگون خودنمايى مىكند . مادهء 1233 قانون مدنى مىگويد : زن نمىتواند بدون رضايت شوهر خود سمت قيوميت را قبول كند . در مادهء 1045 قانون مدنى آمده : نكاح با اقارب نسبى ممنوع است . . . الف . آيا نهى دلالت بر حرمت دارد ؟ هرگاه مولى از عملى نهى كرده و گفته : به منزل رضا نرو . آيا معناى اين جمله حرام و ممنوع بودن آن عمل است ؟ يا مضمون آن تنها مرجوح و نامطلوب بودن آن است ، و حرمت را بايد از دليل و قرينهء ديگر فهميد ؟ اكثر علماى اصول مىگويند نهى ظهور در حرمت دارد . « 10 » ب . آيا نهى موجب فساد متعلّق است يا خير ؟
هامش
( 1 ) . سورهء مباركهء انعام ، آيهء 153 . ( 2 ) . سورهء مباركهء انعام ، آيهء 120 . ( 3 ) . سورهء مباركهء نحل ، آيهء 92 . ( 4 ) . سورهء مباركهء انعام ، آيهء 120 . ( 5 ) . سورهء مباركهء نحل ، آيهء 92 . ( 6 ) . سورهء مباركهء انعام ، آيهء 120 . ( 7 ) . سورهء مباركهء انعام ، آيهء 120 . ( 8 ) . سورهء مباركهء انعام ، آيهء 120 . ( 9 ) . سورهء مباركهء توبه ، آيهء 34 . ( 10 ) . الوافية فى اصول الفقه ، ص 89 ؛ مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 116 ؛ اصول الفقه ، ج 1 ، ص 102 .