تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
در كتاب اصول الفقه مفهوم داشتن جملهء شرطيه را منوط به سه چيز مىداند : 1 . بين شرط و جزاء ملازمه باشد . 2 . تلازم و رابطه بين آن دو رابطهء سبب و مسبّبى باشد . يعنى شرط سبب و جزاء مسبّب باشد . 3 . شرطى كه سبب است سببيّت آن منحصربه‌فرد باشد ، و سبب ديگرى در بين نباشد . سپس در مورد اينكه آيا ظهور جمله شرطيه در مقدمات سه‌گانه مذكور به وضع است يا اطلاق ، مىگويد : مقدمه اول و دوم به‌دليل تبادر به وضع است ، و مقدمه سوم به اطلاق است ، زيرا اگر شرط ديگرى سبب جزا مىبود ، بايد در كلام ذكر مىشد ، و چون گويندهء حكيم شرط ديگرى را ذكر نكرد ، از ذكر نكردن و اطلاق فهميده مىشود كه سبب منحصر در همان شرطى است كه ذكر شده است . سپس مىگويد : مفهوم شرط به‌دليل روايت ابى بصير حجّت است . ابى بصير مىگويد : از امام صادق ( ع ) سؤال كردم گوسفندى كه ذبح شده ولى پس از ذبح حركتى نكرد ، گرچه خون زيادى از او جارى شد . آيا خوردن آن گوسفند حلال است يا خير ؟ حضرت فرمود از آن گوسفند استفاده نكن زيرا على ( ع ) فرمود اگر گوسفندى را كشتى سپس آن حيوان پايش را تكان داد يا چشمش را باز و بسته كرد ، از گوشت آن استفاده كن . امام صادق ( ع ) از مفهوم سخنان حضرت على ( ع ) استفاده نموده و فرمود : نمىشود گوشت گوسفند مورد سؤال را خورد . « 1 »

432 . مفهوم عدد

اگر حكمى بر موضوعى جارى شود كه در آن عدد به كار رفته باشد ، آيا آن عدد مفهوم دارد يا خير ؟ مثال : در قرآن آمده : حدّ زن و مرد زناكار هريك صد تازيانه است . « 2 » اكثر انديشمندان اصولى مىگويند : نفس عدد مفهوم ندارد . مثلا اگر گفته شد نماز صبح دو ركعت است ، بديهى است اگر كسى نماز صبح را يك ركعتى يا سه ركعتى به جا آورد نمازش باطل است . دليل چنين بطلانى نه بدان جهت است كه عدد ( يعنى دو ) مفهوم داشته باشد . بلكه چون منطوق جمله نماز دو ركعتى بود و او منظورش را مخالفت نموده لذا باطل است . « 3 » ماده 2 قانون مدنى مىگويد : قوانين 15 روز پس از انتشار در سراسر كشور لازم الاجراء است .

433 . مفهوم غايت

غايت يعنى انتها و علامت آن در فارسى « تا » و در عربى « الى » ، « حتى » « 4 » ، « ما دام » و . . . است . در مبحث
هامش
( 1 ) . اصول الفقه ، ج 1 ، ص 112 ، عن ابى بصير يعنى المرادى قال سألت ابا عبد اللّه ( ع ) « عن الشاة تذبح فلا تتحرّك و يهراق منها دم كثير عبيط ، فقال : لا تأكل ، انّ عليّا ( ع ) كان يقول : اذا ركضت الرّجل او طرفت العين فكل » ، وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 264 . ( 2 ) .« الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ » ،سورهء مباركهء نور ، آيهء 2 . ( 3 ) . كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 330 . ( 4 ) . منظور از حتى حتّى جارّه است نه حتّى عاطفه . زيرا كار حتى عاطفه داخل كردن ما بعد خود به حكم ما قبل است -