327 . عقليّات غير مستقلّه
به مبحث « استلزامات عقليه » رجوع شود .
328 . علم اجمالى « 1 »
هرگاه به چيزى قطع و يقين آميخته با ترديد پيدا شود مىگويند « علم اجمالى » دارد . به ديگر سخن در موردى دو جهت متمايز ديده مىشود ، جهت علمى و جهت ترديدى . يعنى از يك جهت علم حاصل شده و از جهت ديگر ترديد ، مثال : بدون ترديد كتاب حاضر يا از آن حسن است و يا رضا . اما اينكه مشخصا مال كداميك از اين دو نفر است ترديد دارم . معلوم اجمالى مردّد بين دو يا چند چيز است . همانند مقرّ له در مادهء 1271 قانون مدنى « مقرّ له اگر به كلّى مجهول باشد اقرار اثرى ندارد و اگر فى الجملة معلوم باشد مثل اقرار براى يكى از دو نفر معيّن صحيح است . » علم اجمالى در مقابل « علم تفصيلى » است . در مثال فوق اگر بدانم مشخصا حسن صاحب كتاب مذكور است به آن علم تفصيلى گويند . به مبحث « علم تفصيلى » و « قطع » رجوع شود .
329 . علم اصول
براى آگاهى از معناى « علم اصول » به مبحث « اصول فقه » رجوع شود ، همچنين سير تاريخى علم اصول را در مقدمه همين كتاب بيابيد .
330 . علم تفصيلى
هرگاه چيزى را به وضوح بدانيم و در آن ترديدى نداشته باشيم ، به آن « علم تفصيلى » گويند . مثل اينكه قطع و يقين دارم كه مالك فلان اتومبيل شما هستيد . و يا علم دارم كه اكنون روز است . علم تفصيلى در مقابل « علم اجمالى » است . به مبحث « علم اجمالى » و « قطع » رجوع شود .
331 . علم فقه
به مبحث « فقه » رجوع شود .
332 . عموم زمانى
عموم و شمول زمانى به سه صورت متصوّر است : 1 . گاهى در دليل حكم به عموميت زمانى
هامش
( 1 ) . فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 13 ؛ مصباح الاصول ، ص 356 ؛ تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 123 ؛ دروس فى الاصول ، ج 2 ، ص 74 ؛ نهاية الاصول ، ص 419 .