امام باقر مىفرمايد : « وقتى خداوند عقل را آفريد فرمود به عزّت و جلالم چيزى بهتر و نيكوتر از عقل نيافريدم . » « 1 » امام صادق ( ع ) مىفرمايد : حجت خدا بر مردم نبىّ است و حجت بين بندگان و بين خدا عقل است . « 2 » ثواب و عقاب به عقل است ، حق و باطل با عقل شناخته مىشود ، و انسان غير عاقل تكليف ندارد . خداوند در قرآن مىفرمايد : به راستى در آفرينش آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز و كشتى كه در دريا روان است به سود مردم است و آنچه خدا از آسمان آب بارد ، زمين را پس از مردگيش بدان زنده كند و هرگونه جاندارى در آن پراكنده نمايد و در گردش بادها و ابرهاى مسخّر ميان آسمان و زمين نشانههايى است براى مردمى كه تعقّل كنند . « 3 » پيامبر ( ص ) فرموده : قلم تكليف از ديوانه برداشته شد ، تا مادامىكه عاقل گردد . « 4 » البتّه حدود اعتبار عقل سليم را در حيطه مستقلّات عقلى مىدانيم ، بنابراين نه مثل اخبارىها و اشاعره عقل را به كلّى فاقد اعتبار مىشناسم ، و نه مانند معتزله بهطور مطلق آن را معتبر مىدانيم ، بلكه هرجا كه بتوان با عقل علم قطعى به حكم شرعى پيدا كرد ، بىترديد عقل در آن مورد حجّت است . اما اگر علم و قطع حاصل نشود مثل همه ظنون زمانى كه دليل خاصّ بر حجيّت آن اقامه شود ، حجّت است .
تذكّر اين نكته ضرورى است كه مرادمان از عقل معتبر « عقل نظرى » است ، و چون احكام توقيفىاند لذا عقل بهوسيلهء « قاعدهء ملازمه » قادر به درك احكام است . به مبحث « قاعدهء ملازمه » رجوع شود .
اماميه از عقل بهعنوان ركن اجتهاد در سه مورد استفاده مىكنند : 1 . ملاكات احكام يا ( فلسفه احكام ) « 5 » 2 . رابطههاى عقلى يا ( ملازمات عقليه ) « 6 » 3 . بناى عقلاء « 7 »
عقل در عرض يا در طول ديگر مبانى استنباط ؟
علماى اصول « 8 » مىگويند : عقل در طول كتاب و سنّت و اجماع است . به همين دليل ابن ادريس مىگويد : هرگاه براى استنباط مسئلهء شرعى دليلى از كتاب و سنّت و اجماع يافت نشود ، محقّقان بهدليل عقل اعتماد مىكنند . در انتهاى بحث به نكتهاى كه برخى از محققان به آن پرداختهاند با تلخيص اشاره مىشود : دو مطلب بايد از هم تفكيك شد : 1 . رابطهء عقل با شرع ؛ 2 . رابطهء عقل با منابع شناخت احكام ( كتاب و سنّت و اجماع . )
هامش
( 1 ) . عن ابى جعفر ( ع ) قال « لما خلق اللّه العقل استنطقه . . . ثم قال و عزّتى و جلالى ما خلقت خلقا هو احبّ الىّ منك . . . » اصول كافى ، ج 1 ، ص 15 .
( 2 ) . عن ابى عبد اللّه ( ع ) قال « حجة اللّه على العباد النبىّ و الحجة فيما بين العباد و بين اللّه العقل . » اصول كافى ، ج 1 ، ص 48 .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 164 :« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ . »( 4 ) . قال رسول اللّه ( ص ) : « رفع القلم عن المجنون حتى يفيق » .
( 5 ) . به مبحث « ملاكات احكام » رجوع شود .
( 6 ) . به مبحث « قاعدهء ملازمه » رجوع شود .
( 7 ) . به مبحث « بناى عقلاء » رجوع شود .
( 8 ) . كيهان انديشه ، همانجا .