تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
در ميان اهل سنّت آنانى كه طرفدار « رأى » هستند نظريه اول را قبول دارند . و به دنبال آن قياس و استحسان و مصالح مرسله . . . را نيز معتبر دانسته‌اند . و نخستين كسى كه پس از دوران خلفا در اواخر قرن اول اين نظريه را پذيرفت ابراهيم بن يزيد نخعى متوفاى 96 ه . ق بود . و اين نظريه در زمان ابو حنيفه آن‌چنان گسترش يافت كه حتى عقل را بر نصّ نيز ترجيح مىدادند . « 1 » نظريهء دوّم را از اماميه « اخبارىها » و از اهل سنّت « اصحاب حديث » پذيرفته‌اند . سردمدار اخبارىهاى شيعه كه اين نظريه را پذيرفت ميرزا محمد استرآبادى ( متوفاى 1028 ه . ق ) صاحب رجال كبير منهج المقال است . كه پس از او اين نظريه توسط ملا محمد امين استرآبادى صاحب الفوائد المدنيّة گسترش يافت . گرچه در بيان مقصود خود عبارات گوناگونى به كار برده‌اند ، اما به‌طور كلى از مجموع سخنان آنان مىتوان سه نوع برداشت ارائه كرد : 1 . انكار حسن و قبح عقلى در متن واقع ( و يا عدم دسترسى عقلى به متن واقع ) . 2 . پذيرفتن حسن و قبح عقلى در متن واقع اما انكار تلازم بين حكم عقل و شرع . 3 . پذيرفتن حسن و قبح و امكان ادراك آن توسط عقل و وجود تلازم بين حكم عقل و شرع ولى انكار وجوب پيروى از حكم شرعى كه به‌وسيلهء تلازم عقلى ثابت شده باشد . گرچه نتايج هر سه تفسير يكى خواهد بود و آن انكار حجيّت عقل در حيطه احكام فقهى است . « 2 » نظريهء سوم مورد قبول اكثر علماى اماميه است . البته هر حكم عقلى كه موجب قطع به حكم شرعى گردد مورد قبول آنان است . به ديگر سخن به هر قضيه عقليه‌اى كه موجب قطع به حكم شرعى شود « دليل عقلى » گويند . « 3 » پس اگر دليل عقلى موجب يقين به حكم شارع گردد حجت خواهد بود ، زيرا حجيّت هر حجّتى به عقل و اثبات شريعت يا عقل است . همان‌طور كه توحيد ، نبوّت ، و معاد با عقل اثبات مىگردد ، و اگر عقل حجّت نباشد خدا و پيامبر و دين اثبات نمىگردد . آيا معقول است پاى عقل را در معرفت بالاترين و والاترين معرفت يعنى معرفت « اللّه » باز بگذاريم ، اما در اثبات فرع و تشخيص حسن و قبح عاجزش بدانيم ؟ به همين دليل بعضى از علماى اصول مىگويند : تشكيك در حجيّت حكم عقل سفسطه است . « 4 » در اهميت عقل همين بس كه در روايات عقل را در رديف انبيا قرار داده‌اند . امام كاظم مىفرمايد : خداوند دو حجّت بر مردم دارد . حجّت ظاهرى و حجّت باطنى . حجّت ظاهرى انبيا و ائمه‌اند و عقول « 5 » حجّت باطنى است . در روايت ديگر پيامبر ( ص ) مىفرمايد : « اگر در وصف حال كسى فقط خوبى شنيديد به آن قانع نشويد ، بلكه ببينيد از حسن عقل او چه مىگويند ، زيرا ملاك عقل اوست . » « 6 »
هامش
( 1 ) . كيهان انديشه ، همان‌جا . ( 2 ) . مأخذ پيشين ، همان‌جا . ( 3 ) . اصول الفقه ، ج 3 ، ص 125 و 129 . ( 4 ) . مأخذ پيشين ، همان‌جا . ( 5 ) . عن الكاظم ( ع ) قال « يا هشام إنّ لله على الناس حجّتين : حجة ظاهرة و حجة باطنة ، فامّا الظاهرة فالرّسل و الأنبياء و الأئمة . و امّا الباطنة فالعقول » ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 25 . ( 6 ) . عن ابى عبد اللّه قال قال رسول اللّه : « اذا بلغكم عن رجل حسن حال فانظروا فى حسن عقله فانّما يجازى بعقله » ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 19 .