تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
« هرگاه در مورد مسأله‌اى نه از كتاب و سنّت چيزى به دست آمد و نه از اجماع خبرى بود ، محقّقان در شناخت حكم آن مسئله ، به‌دليل عقل تمسّك جسته‌اند . » « 1 » بعضى از علماى معاصر « 2 » مىگويند نخستين‌بار عقل توسط مجتهد نوپرداز فقه شيعه ابو على ابن جنيد متوفى 381 ه . ق در رديف منابع اجتهاد و پايه‌هاى شناخت معرّفى شده ، و در مقام استنباط مورد استفاده قرار گرفته است ، و پس از ابن جنيد شاگرد او فقيه بزرگ شيخ مفيد متوفى 413 ه . ق در رسالهء اصولى خود به مبحث عقل اشاره كرده و مىگويد : اصول احكام عبارت است از كتاب ، سنّت ، و سخنان امامان معصوم . سپس ادامه مىدهد كه از سه راه مىتوان به اين اصول دست‌يافت : 1 . به‌گونهء شفاهى ؛ 2 . از راه اخبار ؛ 3 . از راه عقل و انديشه . پس شيخ مفيد نيز عقل را به‌عنوان راهى براى شناخت احكام شرعى پذيرفته و در كتاب اوائل المقامات ، ص 11 به اين مطلب تصريح كرده و گفته : « راه شناخت حجيّت قرآن و اخبار عقل است . » « 3 » پس از شيخ مفيد شيخ طوسى در كتاب عدّة الدّاعى معلومات را به دو بخش به شرح زير تقسيم كرده است : الف . اكتسابى ( نظرى ) ؛ ب : ضرورى . منظور او از معلومات اكتسابى معلوماتى است كه از طريق براهين عقلى يا دلايل نقلى حاصل مىشود . پس از شيخ طوسى مجتهد جوان و پرنبوغ ابن ادريس متوفاى 598 ه . ق عقل را به‌عنوان منبع شناخت مطرح كرده است . پس از ابن ادريس محقق صاحب شرايع ( متوفاى 676 ه . ق ) با صراحت عقل را به‌عنوان منبع استنباط ذكر كرده و مىگويد مستند احكام عبارت است از كتاب ، سنّت ، اجماع و عقل . پس از محقّق شهيد اوّل و ديگر انديشمندان يكى پس از ديگرى عقل را به‌عنوان منبع استنباط حكم شرعى پذيرفته‌اند . در بين اهل سنّت اوّلين كسى كه عقل را به‌عنوان چهارمين دليل ذكر كرده حجة الاسلام ابو حامد محمد غزالى « 4 » ( متوفاى 505 ه . ق ) از علماى بزرگ شافعيه بوده است .

جايگاه « عقل »

در استنباط احكام آيا مدركات عقلى قابل استناد است يا خير ؟ در اين‌باره سه نظريه وجود دارد : 1 . ادراكات عقلى در همه جا قابل استناد است . 2 . در هيچ جا قابل استناد نيست . 3 . ادراكات يقينى و قطعى عقل در استنباط احكام شرعى معتبر است . ولى ادراكات غير قطعى عقل در استنباط قابل استناد نيست .
هامش
( 1 ) . فاذا فقدت الثلاثة ( يعنى الكتاب و السّنّة و الاجماع ) فالمعتمد عند المحقّقين التمسّك بدليل العقل فيها . ( 2 ) . كيهان انديشه ، شمارهء 21 ، سال 67 . ( 3 ) . تمام مطالبى كه از شيخ مفيد نقل شده از كتاب مختصر التذكرة به اصول الفقه ، است و در كتاب اوائل المقالات ، يافت نشد . همان گونه كه مطلب نقل شده از صفحهء 11 اوائل المقالات ظاهرا صحيح نباشد ، بلكه از ص 28 مختصر التذكرة بوده كه مىگويد : العقل و هو السبيل الى معرفه حجية القرآن و دلائل الاخبار . ( 4 ) . المستصفى من علم الاصول ، ج 1 ، ص 217 « مستند الاحكام الكتاب و السّنّة و الاجماع و العقل » .