تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

276 . شك سببى

به مبحث « استصحاب سببى » رجوع شود .

277 . شك طارى

به شك در بقايى كه در استصحاب اخذ شده « شك طارى » گويند . مثال : در گذشته يقين به امرى داشتم ، هم‌اكنون شك در بقاى آن دارم ، با اجراى استصحاب « بقاى ما كان » مىكنم . به شك در بقا در زمان حال « شك طارى » اطلاق مىشود . به مبحث « استصحاب » رجوع شود .

278 . شك مسبّبى

به مبحث « استصحاب » رجوع شود .

279 . شك مقرون به علم اجمالى

به مبحث « شبهه مقرون به علم اجمالى » رجوع شود .

280 . شهرت « 1 »

شهرت در لغت به‌معناى شايع و پخش شدن ، ظاهر شدن و بالا رفتن است ، و در اصطلاح بر سه قسم است : 1 . شهرت روايى ؛ 2 . شهرت فتوايى ؛ 3 . شهرت عملى .

281 . شهرت روايى

محدّثين روايتى را كه راويان آن زياد باشند اما به حد تواتر نرسند روايت مشهور يا مستفيض گويند . به مبحث « خبر متواتر » رجوع شود . شهرت روايى حجّت است ، زيرا در بحث « تعادل و تراجيح » از جمله مرجّحات « شهرت روايى » ذكر شده است . همچنين امام معصوم در مقام تعارض دو خبر فرمود : به روايت مشهور عمل كنيد . پس شكى در حجيّت شهرت روايى نيست . به مبحث « تعادل و تراجيح » رجوع شود .
هامش
( 1 ) . فرائد الاصول ، ص 65 ؛ كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 77 ؛ فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 152 ؛ نهاية الاصول ، ص 541 ؛ الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 220 ؛ اصول الفقه ، ج 3 ، ص 163 ؛ انوار الهداية ، ج 1 ، ص 261 ؛ دروس فى الاصول ، ج 2 ، ص 220 .