276 . شك سببى
به مبحث « استصحاب سببى » رجوع شود .
277 . شك طارى
به شك در بقايى كه در استصحاب اخذ شده « شك طارى » گويند .
مثال : در گذشته يقين به امرى داشتم ، هماكنون شك در بقاى آن دارم ، با اجراى استصحاب « بقاى ما كان » مىكنم . به شك در بقا در زمان حال « شك طارى » اطلاق مىشود . به مبحث « استصحاب » رجوع شود .
278 . شك مسبّبى
به مبحث « استصحاب » رجوع شود .
279 . شك مقرون به علم اجمالى
به مبحث « شبهه مقرون به علم اجمالى » رجوع شود .
280 . شهرت « 1 »
شهرت در لغت بهمعناى شايع و پخش شدن ، ظاهر شدن و بالا رفتن است ، و در اصطلاح بر سه قسم است : 1 . شهرت روايى ؛ 2 . شهرت فتوايى ؛ 3 . شهرت عملى .
281 . شهرت روايى
محدّثين روايتى را كه راويان آن زياد باشند اما به حد تواتر نرسند روايت مشهور يا مستفيض گويند .
به مبحث « خبر متواتر » رجوع شود . شهرت روايى حجّت است ، زيرا در بحث « تعادل و تراجيح » از جمله مرجّحات « شهرت روايى » ذكر شده است . همچنين امام معصوم در مقام تعارض دو خبر فرمود : به روايت مشهور عمل كنيد . پس شكى در حجيّت شهرت روايى نيست . به مبحث « تعادل و تراجيح » رجوع شود .
هامش
( 1 ) . فرائد الاصول ، ص 65 ؛ كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 77 ؛ فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 152 ؛ نهاية الاصول ، ص 541 ؛ الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 220 ؛ اصول الفقه ، ج 3 ، ص 163 ؛ انوار الهداية ، ج 1 ، ص 261 ؛ دروس فى الاصول ، ج 2 ، ص 220 .