264 . شبههء محصوره « 1 »
شبهه محصوره و غير محصوره دو اصطلاحى است كه غالبا در موارد شبهات در اطراف علم اجمالى به كار مىرود . مثلا ظرفهاى متعددى پيش روى ماست كه علم اجمالى به نجاست يكى از آنها داريم ، گرچه آن ظرف نجس مشخّص نيست ، بنابراين تمام ظرفهاى موجود مشكوك و مشتبهاند .
در چنين فرضى اگر ظروف مذكور اندك باشند به آن شبهه محصوره ، و اگر بسيار باشند شبهه غير محصوره گويند .
براى تشخيص محصوره از غير محصوره « 2 » امورى را برشمردند : 1 . تشخيص عرفى است ، به اين بيان : اگر شمردن چيزى در مدت كم مقدور باشد محصوره ، و الّا غير محصوره است . 2 . تشخيص عقلايى است به اين معنى : اگر اطراف مشتبه بهقدرى زياد باشد كه احتمال وقوع در آن موهوم بوده بهگونهاى كه عقلاء به چنين علم اجمالىاى اعتنا نكنند ، آن شبهه غير محصوره بوده و الّا محصوره است . 3 . تشخيص با عدد و شمارش است . مثلا بعضى از علما « 3 » هزار عدد را غير محصوره و كمتر از آن را محصوره مىشمرند . 4 . اگر بعضى از اطراف شبهه خارج از محل ابتلا باشد آن شبهه غير محصوره است . به مبحث « ابتلا » رجوع شود .
265 . شبههء مصداقى
شبهه مصداقى در موردى است كه مفهوم چيزى روشن اما در تطبيق آن بر مصاديق ترديد باشد ، مثل اينكه مفهوم موسيقى و غنا را بدانيم ، اما در تطبيق آن بر آنچه كه در حال اجراست ترديد كنيم .
266 . شبههء مفهومى
هرگاه مفهوم چيزى روشن نباشد بلكه مورد ترديد قرار گيرد به آن شبهه مفهومى گويند . مثل شك و ترديد در مفهوم « غنا » كه آيا اصولا غنا به چه چيزى اطلاق مىشود ؟ به مبحث « مفهوم » رجوع شود .
267 . شبههء مقرون به علم اجمالى
اين شبهه در برابر شبهه بدوى است ، و آن شكى است كه در اطراف علم اجمالى مؤثر پيدا شود ، بهگونهاى كه با ارتكاب آن گمان مؤاخذه و كيفر وجود داشته باشد . اين شبهه هم مثل شبهه بدويه مىتواند وجوبيه باشد ، يا تحريميه ، حكميه باشد يا موضوعيه به مبحث « شبهه بدويه » رجوع شود .
مثال : مىدانم ظهر روز جمعه نمازى بر من واجب گرديده ، اما نمىدانم آن امر واجب نماز ظهر
هامش
( 1 ) . الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 533 ؛ فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 10 و 116 .
( 2 ) . الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 533 .
( 3 ) . عروة الوثقى ، مبحث مياه فصل الماء المشكوك نجاسته مسئلهء 2 .