تبصره : سكوت و تقرير ( امضاء ) معصوم به دو شرط مفيد فايده است : 1 . معصوم كاملا در جريان آن عمل قرار بگيرد : 2 . محظورى براى امر به معروف و نهى از منكر وجود نداشته باشد . زيرا ائمه ( ع ) و ياران آنها هميشه از طرف سلاطين غاصب تحت نظر بودند ، طبعا براى حفظ كيان اسلام و حفظ شيعيان گاه مصلحت را در تقيّه مىديدند ، و امكان تبيين علنى موازين شرعى نبوده است .
اهميّت سنّت در اسلام
اساس و زيربناى تمام دستورهاى اسلامى را قرآن و سنّت تشكيل مىدهد . ولى در ميان اين دو احتياج مسلمانان نسبت به سنّت بيش از قرآن است . زيرا آيات مربوط به قوانين و احكام در قرآن مجيد بسيار محدود و بنا بر قول مشهور پانصد آيه است و اكتفا كردن به اين آيات بدون سنّت و حديث كافى نيست . زيرا اولا ، اين آيات داراى اجمال - اطلاق و . . . است كه توضيح آنها در سنّت و احاديث موجود است . ثانيا : احكام و قوانين اسلام بسيار گسترده است ، در حالى كه آيات احكام بسيار محدود و در نتيجه جوابگوى آن احكام گسترده نخواهد بود . لذا دانشمندان شيعه و سنّى در اينباره همعقيدهاند كه حديث صحيح بر تمام مسلمانان حجّت است و مانند قرآن مجيد متابعت از آن بر هر مسلمانى واجب است . شافعى مىگويد : از يك طرف در قرآن همهء امور مورد نياز نيامده و از طرف ديگر از آنچه آمده بسيارى از آنها نيازمند بيان و تبيين است . ( و در اين جهت فرقى بين عبادات و معاملات نيست . ) و غير از رسول خدا كسى توان اين كار را ندارد ، زيرا به حكم رسالتى كه دارد بايد قرآن را تبيين كند . همان گونه كه خداوند در قرآن مىفرمايد : ما بر تو قرآن را نازل كرديم تا براى مردم تبيين كنى . و اگر به كلّى سنّت را مردود بشمريم ، به مشكل بزرگى گرفتار خواهيم شد ، زيرا مثلا در آيات الهى عدد ركعات نمازهاى روزانه مشخص نگرديد . همان گونه كه انواع و مقدار زكات بيان نشد . « 1 » لذا گفتهاند : انكار حجيّت سنّت انكار ضروريات دين است و با كسى كه منكر ضرورى دين باشد ، حسابى نخواهيم داشت . چون خارج از اسلام است . « 2 »
فرق بين قرآن و سنّت :
قرآن و سنّت از نظر اينكه هر دو از منبع وحى و الهام سرچشمه گرفتهاند و هر دو شعاع يك نور هستند ، امتيازى بين آنها نيست ، ولى مىتوان تفاوت بين آن دو را به شرح زير برشمرد :
هامش
( 1 ) . انّ القرآن لم يأت بكلّ شىء « من ناحيه » و فيه الكثير ممّا يحتاج الى بيان من ناحيه اخرى ، و سواء فى ذلك العبادات و المعاملات ، و لا يقوم بذلك الّا الرسول ( ص ) به حكم رسالته الّتى عليه ان يقوم بها ، و فى هذا يقول اللّه تعالى :« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ( سورهء نحل ، آيهء 44 ) . . . لو رددنا السّنّة كلّها لصرنا الى امر عظيم لا يمكن قبوله . . . » الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 125 .
( 2 ) . مأخذ پيشين ، ص 126 ؛ خضرى بك ، اصول الفقه ، ص 239 .