تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
عقل آگاه را جانشين خود كند . بيمار خردمند كسى است كه در برابر طبيب متخصص ، خردمندى نكند . چون خردمندى كردن در اينجا بىخردى است . و اقتضاى تعقل تعبد است و تقليد . . . و هر جامعه‌اى كه پيشرفته‌تر و متمدن‌تر است اصل تقليد و تخصص در آن استوارتر و مشخص‌تر است . » « 1 » آيا تقليد صرف التزام به عمل قول مجتهد است ؟ يا تقليد عبارت است از : اخذ و ياد گرفتن عقيدهء او براى عمل كردن ؟ و يا عمل به قول مجتهد تقليد است ؟ بين علما در اين امر اختلاف است .

شرايط تقليد

عمده‌ترين شرايط تقليد زنده بودن ، اعلميت و عدالت مجتهد است .

الف . زنده بودن

به عقيدهء علماء تقليد ابتدايى از مجتهد مرده جايز نيست . گرچه اخبارىهاى اماميه قائل به جوازند . در مسئلهء « بقاى بر ميت » بين علماى اماميه اختلاف است . برخى از علماى اهل سنت تقليد ابتدايى از مجتهد مرده را تجويز نكرده ، و بعضى ديگر تقليد از مجتهد زنده را ممنوع دانسته ، و گفته‌اند فقط بايد از پيشوايان چهارگانه ( مالك بن انس ، محمد بن ادريس شافعى ، احمد بن حنبل ، ابو حنيفه ) تقليد كرد . « 2 »

ب . اعلميت

اعلم از نظر لغت به‌معناى تفوق و برترى ادراك شخصى بر شخص ديگر است و در اصطلاح به‌معناى كسى است كه ملكه استنباط او از ديگران قوىتر باشد . قوىتر بودن استنباط به دو ركن بستگى دارد : 1 . قوىتر بودن در فهم اخبار و آيات و اصول و قواعد كلى ؛ 2 . بهره‌گيرى صحيح از آنها ، و تطبيق آنها بر مصاديق . لذا در تعريف اعلم گفته‌اند : مراد از اعلم يعنى ماهرتر در بيرون آوردن حكم اللّه ، و فهميدن آن از ادلهء شرعيه . « 3 » صاحب عروة الوثقى مىگويد : اعلم كسى است كه نسبت به قواعد و مدارك مسائل آشناتر است ، و اطلاع او نسبت به احاديث و اشباه و نظاير هر مسأله‌اى بيشتر و فهم و برداشت او از روايات بهتر است . خلاصه اينكه از نظر استنباط و استخراج احكام از مدارك مربوطه از ديگران استادتر است . « 4 »

[ آيا تقليد از اعلم ضرورى است يا خير ؟ ]

احمد بن حنبل و عده‌اى از شاگردان شافعى ، همچنين غزالى قائل به لزوم رجوع به اعلم‌اند . « 5 » در كتاب الاصول العامه للفقه المقارن آمده : آنچه بين علماى شيعه شهرت دارد لزوم رجوع به اعلم است . سپس از محقق ثانى نقل اجماع كرده ، ادامه مىدهد : سيد
هامش
( 1 ) . انتظار مذهب اعتراض ، ص 13 . ( 2 ) . الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 649 . ( 3 ) . كيهان انديشه ، شمارهء 55 ، سال 73 ، به نقل از شيخ مرتضى انصارى و ميرزا حسن شيرازى . ( 4 ) . عروة الوثقى ، مسئلهء 17 ، مبحث تقليد . ( 5 ) . الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 659 ؛ خضرى بك ، اصول الفقه ، ص 383 .