و نيز پيغمبر ( ص ) به ابن مسعود فرمود : « اقض بالكتاب و السنّة اذا وجدتهما فان لم تجد الحكم فيهما اجتهد رأيك » . « 1 »
روايات از طرق اهل سنّت در مدح و ذم عمل به رأى و اجتهاد ، بسيار وارد شده است « 2 » و از مجموع آنها بهطور قطع به دست مىآيد كه عمل به اجتهاد در زمان صحابه بلكه در عهد خود پيغمبر بسيار معمول و متداول بوده است و پيدا است كه عمل به رأى و اجتهاد ، بدون استناد به قواعد اصولى و لو در سطحى بسيار ساده غيرممكن است .
3 - از طرق شيعه نيز روايات بسيارى بر حجيّت فتوا « 3 » و عدم جواز عمل به قياس و رأى وارد شده است ، از جمله حضرت صادق ( ع ) به أبان بن تغلب مىفرمايد : اجلس فى مسجد المدينة و أفت الناس ، فانى أحبّ أن أرى فى شيعتى مثلك » . « 4 »
و نيز به معاذ بن مسلم نحوى مىفرمايد : « بلّغنى أنّك تقعد فى الجامع و تفتى الناس .
قلت : نعم و أردت أن أسألك عن ذلك » تا اينكه مىفرمايد : « اصنع ذلك فانى كذا أصنع » . « 5 »
اطلاق ، بلكه صريح اين روايات نيز بر معمول بودن اجتهاد در آن ازمنه دلالت دارد .
4 - پارهاى از روايات بر اين دلالت دارد كه امامان - عليهم السلام - خود به ظواهر كتاب و سنّت استناد مىكردهاند ، از جمله : روايت صحيحى از زراره وارد شده است كه از حضرت ابى جعفر ( ع ) سؤال مىكند : « أ لا تخبرنى من أين علمت و قلت أن المسح
هامش
- مصرى ، معتمد ، ج 2 ، ص 753 ، چاپ دمشق 1384 ، سيّد مرتضى ذريعه ج 2 ، ص 709 - 710 ، چاپ دانشگاه تهران ؛ شيخ طوسى ، عدة الاصول ، ج 2 ، ص 285 چاپ ايران . مفاد روايت اين است كه پيغمبر ( ص ) از معاذ سؤال فرمود : به چه حكم مىكنى ؟ پاسخ داد : به كتاب خدا . فرمود : اگر نيافتى ؟ پاسخ داد : به سنّت رسول خدا . فرمود : اگر نيافتى ؟ پاسخ داد : به اجتهاد خود .
( 1 ) - مراجع اصولى گذشته . يعنى : به كتاب و سنّت حكم كن هرگاه يافتى و الا اجتهاد كن .
( 2 ) - علاوه بر مراجع فوق ، ابن حزم ، محلى ، ج 1 ، مسئله 100 ، ص 56 - 65 .
( 3 ) - فتوى عبارت است از : بيان رأى . صاحب مفردات گويد : الفتيا و الفتوى : الجواب عما يشكل من الاحكام .
( 4 ) - كلينى ، كافى ، ج 1 ، ص 59 به بعد ، بابهاى رد به كتاب و سنت ، اختلاف احاديث و غيره ؛ سيد محمد مهدى خلخالى ، تقريرات خوئى : مدارك العروة ، ج 1 ، ص 15 - 16 . يعنى در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوى بده ؛ من دوست دارم در شيعهء خود مثل تو را ببينم .
( 5 ) - خلخالى ، تقريرات خوئى : مدارك العروة ، ج 1 ص 16 به نقل از وسائل : باب 11 از ابواب صفات قاضى ، خبر 37 . يعنى شنيدهام كه : تو در مسجد مىنشينى و فتوى مىدهى ؟ گفتم : آرى و مىخواستم در اينباره از شما سؤال كنم . بالاخره فرمود : بكن من همچنين مىكنم .